تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه حافظ ( فارسى ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
هم چرخ جمال را تو مهرى * هم برج جلال را تو ماهى در خواستم از خداى بىچون * بختت به دعاى صبحگاهى بر نام تو مهر كرده گردون * منشور اوامر و نواهى بر سلطنت تو بىتكلف * تمكين تو مىدهد گواهى نام تو يقين كه مىبرآرد * آوازه ز ماه تا بماهى اى رونق بزم خوب‌رويى * وى خسرو ملك دادخواهى گردون كه لطيفه‌ها برآرد * درى چو تو در صدف ندارد
6 -
اى خلعت ملك بر تو زيبا * وى غرّهء « 1 » دولت تو غرّا « 2 » اى آمده نوعروس دولت * بر شكل و شمايل تو شيدا انوار شكوه شهريارى * از روى مباركت هويدا بر قامت حشمت تو كوتاه * اين اطلس نيلگون و الا بگذشته صداى صيت عدلت * از سقف نهم رواق خضرا بر شادى مجلس تو خورشيد * هر لحظه كشيده جام صهبا در باغ ز اشتياق رويت « 3 » * گل ساخته چاك پيرهن را تا روى مبارك تو بيند * نرگس همه ديده گشته عمدا از بهر قبولت از بن گوش * لؤلؤى خوشاب گشته لالا در قصر تو چرخ آستانى * كيوان بدر تو پاسبانى
7 -
تا باد خداى باد يارت * جز عيش مباد هيچ كارت هر آرزويى كه در دل آيد * ايام نهاده در كنارت توفيق رفيق در يمينت * تأييد نديم در يسارت نصرت كه مباد از تو خالى * در رزم كمينه دستيارت
هامش
( 1 ) بزرگ و شريف و برگزيده ( 2 ) مهتر و بزرگ ( 3 ) در بعضى نسخ بجاى « رويت » ، « وصلت » است .