هم چرخ جمال را تو مهرى * هم برج جلال را تو ماهى
در خواستم از خداى بىچون * بختت به دعاى صبحگاهى
بر نام تو مهر كرده گردون * منشور اوامر و نواهى
بر سلطنت تو بىتكلف * تمكين تو مىدهد گواهى
نام تو يقين كه مىبرآرد * آوازه ز ماه تا بماهى
اى رونق بزم خوبرويى * وى خسرو ملك دادخواهى
گردون كه لطيفهها برآرد * درى چو تو در صدف ندارد
6 -
اى خلعت ملك بر تو زيبا * وى غرّهء « 1 » دولت تو غرّا « 2 »
اى آمده نوعروس دولت * بر شكل و شمايل تو شيدا
انوار شكوه شهريارى * از روى مباركت هويدا
بر قامت حشمت تو كوتاه * اين اطلس نيلگون و الا
بگذشته صداى صيت عدلت * از سقف نهم رواق خضرا
بر شادى مجلس تو خورشيد * هر لحظه كشيده جام صهبا
در باغ ز اشتياق رويت « 3 » * گل ساخته چاك پيرهن را
تا روى مبارك تو بيند * نرگس همه ديده گشته عمدا
از بهر قبولت از بن گوش * لؤلؤى خوشاب گشته لالا
در قصر تو چرخ آستانى * كيوان بدر تو پاسبانى
7 -
تا باد خداى باد يارت * جز عيش مباد هيچ كارت
هر آرزويى كه در دل آيد * ايام نهاده در كنارت
توفيق رفيق در يمينت * تأييد نديم در يسارت
نصرت كه مباد از تو خالى * در رزم كمينه دستيارت
هامش
( 1 ) بزرگ و شريف و برگزيده
( 2 ) مهتر و بزرگ
( 3 ) در بعضى نسخ بجاى « رويت » ، « وصلت » است .