اوصاف تو نزد كس نخوانم * * گر غمزهء تو زند به تيرم
ور زلف تو هم كند اسيرم « 1 » * يكدم نبود ز « 2 » غم گزيرم
من ترك وصال تو نگيرم * الا بفراق جسم و جانم
بنگر نه ، در وفا گشوديم * نه مهر به مهر برفزوديم
از دوستى آنچه مىنموديم * آخر نه من و تو دوست بوديم *
عهد تو شكست و من همانم * * گر سر ببرى بتيغ تيزم
از كوى وفات برنخيزم * ور زانكه كنند ريز ريزم
من مهرهء مهر تو نريزم * * الا كه بريزد استخوانم *
آنان كه نشان عشق جويند * جز راه مزار من نپويند
خاك من زار چون ببويند * گر نام تو بر سرم بگويند *
فرياد برآيد از روانم * * گر بگذردم ز پيش خيلى
هريك به صفا به از سهيلى * جز تو نكنم به غير ميلى
مجنون نيم ار بهاى ليلى * * ملك عرب و عجم ستانم *
گشتم صنما در آرزويت * آشفته و تيرهدل چو مويت
هر چند نمىرسم بكويت * شب نيست كه از فراق رويت *
زارى بفلك نمىرسانم * * اى وصل تو اصل شادمانى
دايم بمراد دل بمانى « 3 » * بر حافظ خود چه ميفشانى
هر حكم كه بر سرم برانى * * سهل است ز خويشتن مرانم [ 1 ]
*
هامش
( 1 ) نسخهبدل : « گر ترك فلك كند اسيرم »
( 2 ) نسخهبدل : « يكدم نبود ز تو گزيرم » .
( 3 ) نسخهبدل : مانى به نشاط جاودانى .
[ 1 ] پاورقى مخمس - اين مخمس مخلوطى است از گفتار حافظ و سعدى كه با مراجعه بكليات سعدى مىتوان آن را تشخيص داد و در اينجا گفتار سعدى با علامت * مشخص شدهاند .