كه شاه جهان باد فيروز بخت * به اقبالش آراسته تاج و تخت
زمين تا بود مظهر عدل و جور * فلك تا بود مرتع جدى و ثور
خديو جهان شاه منصور باد * غبار غم از خاطرش دور باد
به حمد اللّه اى خسرو جمنگين * شجاعى بميدان دنيا و دين
بمنصوريت « 1 » شد در آفاق نام * كه منصور باشى بر اعدا مدام
فريدون شكوهى در ايوان بزم * تهمتن نبردى بميدان رزم
فلك را گهر در صدف چون تو نيست * فريدون و جم را خلف چون تو نيست
نه تنها خراجت دهند از فرنگ * كه مهراج « 2 » باجت فرستد ز زنگ
ز حل كمترين هندويت در وثاق * سپهرت غلامى مرصع نطاق
سكندر صفت روم تا چين تراست * گر او داشت آيينه آئين تراست
اگر ترك و هندست اگر روم و چين * چو جم جمله دارى به زير نگين
همائيست چترت همايون اثر * كه دارد بسيط زمين زير پر
بجاى سكندر بمان سالها * بدانادلى كشف كن حالها
چو درياى مدحت ندارد كنار * ثنا را كنم بر دعا اختصار
ز نظم نظامى كه چرخ كهن * ندارد چو او هيچ زيبا سخن
بيارم بتضمين سه بيت متين * كه نزد خرد به ز درّ ثمين
از آن پيشتر كآورى در ضمير * ولايتستان باش و آفاقگير
زمان تا زمان از سپهر بلند * بفتحى دگر باش فيروزمند
از آن مى كه جان داروى هوش داد * مرا شربت و شاه را نوش باد « 3 » [ 1 ]
هامش
( 1 ) غرض شاه منصور آخرين سلطان آل مظفر مىباشد
( 2 ) مهراج نام پادشاه زنگبار بوده است
( 3 ) سه بيت آخر از نظامى گنجوى است .
[ 1 ] پاورقى ساقى نامهء 2 - ساقىنامهها طبق نوشته تذكره ميخانه جمعا داراى 149 بيت و طبق نسخه ابو الفتح فريدون بايقرا 162 و طبق سفينه حافظ 184 بيت مىباشند .