ج - ساقىنامهها
ساقىنامهء 1
بيا ساقى آن مى كه حال آورد * كرامت فزايد كمال آورد
به من ده كه بس بيدل افتادهام * و زين هر دو بىحاصل افتادهام
بيا ساقى آن مى كه عكسش ز جام * بكيخسرو و جم فرستد پيام
بده تا بگويم به آواز نى * كه جمشيد كى بود و كاووس كى
بيا ساقى آن كيمياى فتوح * كه با گنج قارون دهد عمر نوح
بده تا برويت گشايند باز * در كامرانى و عمر دراز