[ اى نازنينصنم ز چهام دور كردهاى ]
3 * [ 1 ] شماره مسلسل 614
اى نازنين صنم ز چهام دور كردهاى * وز كوى خويش راندى و مهجور كردهاى
رنجور بودم از ستم تو هميشه من * باز اين چه جور بر من رنجور كردهاى
ما را هميشه مىندهى غير درد و غم * اغيار را براى چه مسرور كردهاى
زان لعل لب كه آمده همچون شراب ناب * جامى از آن ندادى و مخمور كردهاى
گر نيست گو ، نه عاشق روى تو گشته است * حافظ درين معامله مشهور كردهاى
[ 422 اى كه با سلسلهء زلف دراز آمدهاى ]
4 شماره مسلسل 615
اى كه با سلسلهء زلف دراز آمدهاى * فرصتت باد كه ديوانهنواز آمدهاى
آب و آتش بهم آميختهاى از لب و لعل « 1 » * چشم بد دور كه خوش شعبدهباز آمدهاى
ساعتى ناز مفرما و بگردان عادت * چون بپرسيدن ارباب نياز آمدهاى
آفرين بر دل نرم تو كه از بهر ثواب * كشتهء غمزهء خود را به نماز آمدهاى
زهد من با تو چه سنجد كه به يغماى دلم * مست و آشفته بخلوتگه راز آمدهاى
پيش بالاى تو ميرم چه به صلح و چه به جنگ * كه بهر حال برازندهء ناز آمدهاى
گفت حافظ دگرت خرقه شرابآلودست * مگر از مذهب اين طايفه بازآمدهاى
[ 424 از من جدا مشو كه توام نور ديدهاى ]
5 شماره مسلسل 616
از من جدا مشو كه توام نور ديدهاى * آرام جان و مونس قلب رميدهاى
از دامن تو دست ندارند عاشقان * پيراهن صبورى ايشان دريدهاى
از چشم زخم دهر مبادت گزند از آنك * در دلبرى بغايت خوبى رسيدهاى
هامش
[ 1 ] پاورقى غزل 3 - اين غزل در يكتائى مندرج و مدعيست كه از حافظ نيست و نمىگويد از كيست .
( 1 ) در بعضى نسخ : از لب و رخ ، و غرض از لعل ، دندان سفيد و درخشنده است