شاهد بخت چون كرشمه كند * ماش آيينهء رخ چو مهيم
شاه بيدار بخت را هر شب * ما نگهبان افسر و كلهيم
گو غنيمت شمار صحبت ما * كه تو در خواب و ما به ديدهگهيم « 1 »
شاه منصور واقفست كه ما * روى همت بهر كجا كه نهيم
دشمنان را ز خون كفن سازيم * دوستان را قباى فتح دهيم
رنگ تزوير پيش ما نبود * شير سرخيم و افعى سيهيم
وام حافظ بگو كه بازدهند * كردهاى اعتراف و ما گوهيم « 2 » [ 1 ]
هامش
( 1 ) ديدگاه لغت نظامى است يعنى محل ديدبانى
( 2 ) شاهد و ناظر .
[ 1 ] پاورقى غزل 90 - غرض شاه منصور پادشاه فارس است كه در 795 بدست تيمور كشته شد و اين غزل هم دربارهء وى گفته شده و تقريبا جنبه تهديد دارد .