[ 379 سرم خوشست و ببانگ بلند مىگويم ]
87 شماره مسلسل 541
سرم خوشست و ببانگ بلند مىگويم * كه من نسيم حيات از پياله مىجويم
عبوس زهد بوجه خمار ننشيند * مريد حلقهء « 1 » دردىكشان خوشخويم
گرم نه پير مغان در بر وى بگشايد * كدام در بزنم چاره از كجا جويم
مكن در اين چمنم سرزنش بخودروئى * چنان كه پرورشم مىدهند مىرويم
تو خانقاه و خرابات در ميانه مبين * خدا گواست كه هرجا كه هست با اويم
ز شوق نرگس مست بلندبالائى * چو لاله با قدح افتاده بر لب جويم
شدم فسانه به سرگشتگى و ابروى دوست * كشيد در خم چوگان خويش چون گويم
غبار راه طلب كيمياى بهروزيست * غلام دولت آن خاك عنبرين بويم
نصيحتم چه كنى ناصحا تو ميدانى * كه من نه معتقد مرد عافيت جويم
بيار مى كه به فتواى حافظ از دل پاك * غبار زرق بفيض قدح فروشويم
[ 380 بارها گفتهام و بار دگر مىگويم ]
88 شماره مسلسل 542
بارها گفتهام و بار دگر مىگويم * كه من گمشده « 2 » اين ره نه به خود مىپويم
در پس آينه طوطى صفتم داشتهاند * آنچه استاد ازل گفت بگو مىگويم
من اگر خارم و گر گل ، چمنآرائى هست * كه از آن دست كه مىپروردم مىرويم
دوستان عيب من بيدل حيران مكنيد * گوهرى دارم و صاحبنظرى مىجويم
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ بجاى مريد حلقه : مريد همت - مريد خرقه - مريد فرقه . آمده است .
( 2 ) در بعضى نسخ بجاى « گمشده » ، « دلشده » ذكر شده .