تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه حافظ ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥

[ 379 سرم خوشست و ببانگ بلند مىگويم ]

87 شماره مسلسل 541
سرم خوشست و ببانگ بلند مىگويم * كه من نسيم حيات از پياله مىجويم عبوس زهد بوجه خمار ننشيند * مريد حلقهء « 1 » دردىكشان خوش‌خويم گرم نه پير مغان در بر وى بگشايد * كدام در بزنم چاره از كجا جويم مكن در اين چمنم سرزنش بخودروئى * چنان كه پرورشم مىدهند مىرويم تو خانقاه و خرابات در ميانه مبين * خدا گواست كه هرجا كه هست با اويم ز شوق نرگس مست بلندبالائى * چو لاله با قدح افتاده بر لب جويم شدم فسانه به سرگشتگى و ابروى دوست * كشيد در خم چوگان خويش چون گويم غبار راه طلب كيمياى بهروزيست * غلام دولت آن خاك عنبرين بويم نصيحتم چه كنى ناصحا تو ميدانى * كه من نه معتقد مرد عافيت جويم بيار مى كه به فتواى حافظ از دل پاك * غبار زرق بفيض قدح فروشويم

[ 380 بارها گفته‌ام و بار دگر مىگويم ]

88 شماره مسلسل 542
بارها گفته‌ام و بار دگر مىگويم * كه من گمشده « 2 » اين ره نه به خود مىپويم در پس آينه طوطى صفتم داشته‌اند * آنچه استاد ازل گفت بگو مىگويم من اگر خارم و گر گل ، چمن‌آرائى هست * كه از آن دست كه مىپروردم مىرويم دوستان عيب من بيدل حيران مكنيد * گوهرى دارم و صاحب‌نظرى مىجويم
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ بجاى مريد حلقه : مريد همت - مريد خرقه - مريد فرقه . آمده است . ( 2 ) در بعضى نسخ بجاى « گمشده » ، « دل‌شده » ذكر شده .
سفينه حافظ ( فارسى ) — صفحة 435 | شمس الدين حافظ