حرف « ن » داراى 34 غزل
[ 383 چندانكه گفتم غم با طبيبان ]
1 شماره مسلسل 545
چندانكه گفتم غم با طبيبان * درمان نكردند مسكين غريبان
آن گل كه هر دم در دست خاريست * گو شرم بادت « 1 » از عندليبان
ما درد پنهان با يار گفتيم * نتوان نهفتن درد از طبيبان
يا رب امان ده تا بازبيند * چشم محبّان روى حبيبان
درج محبت بر مهر خود نيست * يا رب مبادا كام رقيبان
اى منعم آخر بر خوان جودت « 2 » * تا چند باشم از بىنصيبان
حافظ نگشتى رسواى گيتى « 3 » * گر مىشنيدى پند اديبان
[ 384 مىسوزم از فراقت روى از جفا بگردان ]
2 شماره مسلسل 546
مىسوزم از فراقت روى از جفا بگردان * هجران بلاى من شد يا رب بلا بگردان
مه جلوه مىنمايد بر سبزخنگ « 4 » گردون * تا او بسر درآيد بر رخش پا بگردان « 5 »
يغماى عقل و دين را بيرون خرام سرمست * بر سر كلاه بشكن در بر قبا بگردان
مرغوله « 6 » را بگردان يعنى برغم سنبل * گرد چمن بخورى « 7 » همچون صبا بگردان
اى نور چشم مستان در عين انتظارم * چنگى حزين و جامى بنواز يا بگردان
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ بجاى بادت بادش آمده است
( 2 ) نيكوئى ، خوبى ، خوب و نيكو شدن و در بعضى نسخ بجاى جودت ، وصلت نوشته شده است .
( 3 ) در سودى شيداى گيتى .
( 4 ) اسب
( 5 ) مقصود سوار شدن بر رخش است .
( 6 ) مرغوله يعنى پيچ و تاب موى و پيچ و تابى كه به آواز مىدهند
( 7 ) بخور يعنى بخار و گرد و بوى عطريات