غنچه گو تنگدل از كار فروبسته مباش * كز دم صبح مدد يا بى و انفاس نسيم
دلبر از ما به صد اميد گرفت اول دل * ظاهرا عهد فرامش نكند خلق كريم
حافظ ار سيم و زرت نيست برو شاكر باش * چه به از دولت لطف سخن و طبع سليم
[ 373 خيز تا خرقهء صوفى بخرابات بريم ]
77 شماره مسلسل 531
خيز تا خرقهء صوفى بخرابات بريم * شطح « 1 » و طامات « 2 » ببازار خرافات بريم
تا همه خلوتيان جام صبوحى گيرند * چنگ و سنجى « 3 » بدر پير مناجات بريم
ور نهد در ره ما خار ملامت زاهد * از گلستانش به زندان مكافات بريم
شرممان باد ز پشمينهء آلودهء خويش * گر بدين فضل و هنر نام كرامات بريم
قدر وقت ار نشناسد دل و كارى نكند * بس خجالت كه ازين حاصل اوقات بريم
سوى رندان قلندر بره آورد سفر * دلق شطاحى « 4 » و سجادهء طامات بريم
با تو آن عهد كه در وادى ايمن بستيم * همچو موسى ارنىگوى بميقات « 5 » بريم
فتنه مىبارد ازين طاق مقرنس « 6 » برخيز * تا بميخانه پناه از همه آفات بريم
در بيابان هوى « 7 » گم شدن آخر تا كى * ره بپرسيم مگر پى بمهمات بريم
باده نوشيدن پنهان نه نشان كرمست * اين ميانجى بر ارباب كرامات بريم
خاك كوى تو بصحراى قيامت فردا * همه بر فرق سر از بهر مباهات بريم
كوس ناموس تو از كنگرهء عرش زنيم * علم عشق تو بر بام سماوات بريم
هامش
( 1 ) شطح يعنى سخنان خلاف شرع
( 2 ) طامات يعنى سخنان بيهوده
( 3 ) سنج يكى از آلات موسيقى است كه از دو صفحهء برنجى تشكيل شده كه بر هم زنند
( 4 ) شطاح يعنى گستاخ ، بىشرم و ياوهسرا
( 5 ) وادى ايمن محلى است كه حضرت موسى براى ديدن نور وصال بهآنجا مىرفت و در آنجا كه بميقات معروف بود ( بمعنى وعدهگاه ) رب ارنى ( خدا خود را به من بنما ) مىگفت ولى هميشه جواب « لن ترانى » ( هرگز نخواهى ديد مرا ) مىشنيد
( 6 ) سقف و يا گنبد گچ برى شده ، كنگرهدار ، قرنيزدار
( 7 ) در بعضى نسخ بجاى « هوى » « فنا » ذكر شده است