بگفتيمت كه دارى تا كمر موى * ز مويت تا كمر گفتيم گفتيم
ز باد آن دم كه زلفت گشت درهم * ز موجش گر شمر گفتيم گفتيم
چو گشتى زان لب شيرين شكر بار * لبت را گر شكر گفتيم گفتيم
نمودى چون بما رخسار و ابرو * گرت شمس و قمر گفتيم گفتيم
چه شد گر تو رقيبى را كه خواهى * گداى در بدر گفتيم گفتيم
ترا در مجلس رندان عالم * اگر تاج گهر گفتيم گفتيم
چو حافظ حال خود را با دهانت * بوجه مختصر گفتيم گفتيم [ 1 ]
[ ترا گر ماه و خور گفتيم گفتيم ]
74 * [ 2 ] شماره مسلسل 528
ترا گر ماه و خور گفتيم گفتيم * و گر شمس و قمر گفتيم گفتيم
رخ و زلف ترا در حسن و خوبى * اگر شام و سحر گفتيم گفتيم
بگاه خنده آن دندان و لب را * اگر در و گهر گفتيم گفتيم
به زيبائى و رعنائى نباشد * چو تو در بحر و بر گفتيم گفتيم
بدان هر دو لب چون شكّر و گل * ترا گر گلشكر گفتيم گفتيم
به گوشت گر سخنهاى پريشان * چو زلفت سربهسر گفتيم گفتيم
چو حافظ ماجراى حال خود را * اگر زير و زبر گفتيم گفتيم
[ 371 ما ورد سحر در سر ميخانه نهاديم ]
75 شماره مسلسل 529
ما ورد « 1 » سحر در سر ميخانه نهاديم * محصول دعا در ره جانانه نهاديم
سلطان ازل گنج غم عشق بما داد * تا روى در اين منزل ويرانه نهاديم
هامش
[ 1 ] پاورقى غزل 73 - اين غزل را در يكتائى و پژمان ديدهام .
[ 2 ] پاورقى غزل 74 - اين غزل را يكتائى در ديوان آورده و مدعيست كه از حافظ نيست اما نمىگويد از كيست .
( 1 ) در بعضى نسخ درس