ما ملك عافيت نه بلشگر گرفتهايم * ما تخت سلطنت نه ببازو نهادهايم
در گوشهء اميد چو نظارگان ماه * چشم طلب بر آن خم ابرو نهادهايم
بىزلف سركشش سر سودائى از ملال « 1 » * همچون بنفشه بر سر زانو نهادهايم
ننهادهايم بار گران بر دل ضعيف * وين كار و بار بسته به يك مو نهادهايم
تا سحر چشم يار چه بازى كند كه باز * بنياد بر كرشمهء جادو نهادهايم
طاق و رواق مدرسه و قيل و قال بحث * در راه جام و ساقى مهر و نهادهايم
عمرى گذشت و ما به اميد اشارتى * چشمى بدان دو گوشهء ابرو نهادهايم
گفتى كه حافظا دل سرگشتهات كجاست * در حلقهاى آن خم گيسو نهادهايم [ 1 ]
[ 366 ما بدين در نه پى حشمت و جاه آمدهايم ]
68 شماره مسلسل 522
ما بدين در نه پى حشمت و جاه آمدهايم * از بد حادثه اينجا به پناه آمدهايم
رهرو منزل عشقيم و ز سرحد عدم * تا باقليم وجود اين همه راه آمدهايم
سبزه خط تو ديديم وز بستان بهشت * به طلبكارى اين مهر گياه آمدهايم
با چنين گنج كه شد خازن او روح امين * بگدائى بدر خانهء شاه آمدهايم
لنگر حلم « 2 » تو اى كشتى توفيق كجاست * كه درين بحر كرم غرق گناه آمدهايم
آبرو مىرود اى ابر خطا شوى ببار * كه بديوان عمل نامهسياه آمدهايم
حافظ اين خرقهء پشمينه بينداز كه ما * از پى قافله با آتش آه آمدهايم
هامش
( 1 ) در انجوى اين مصرع چنين است : بىناز نرگسش سر سودائى از ملال
( 2 ) صبر ، شكيبائى ، بخشش و عفو .
[ 1 ] پاورقى غزل 67 - در سودى سه بيت بنحو زير مندرج است :ناموس چند سالهء اجداد نيكنام * در راه جام و ساقى مهر و نهادهايم
طاق و رواق مدرسه و قيل و قال فعل * در راه عشق و شاهد گلرو نهادهايم
حافظ بعيش كوش كه ما نقد عقل و هوش * از بهر يار سلسله گيسو نهادهايم