ناوك چشم تو در هر گوشهاى * همچو من افتاده دارد صد قتيل
يا رب اين آتش كه بر جان منست * سرد كن ز انسان كه كردى بر خليل
من نمىيابم مجال اى دوستان * گرچه او دارد جمالى بس جميل
پاى ما لنگست و منزل بس دراز * دست ما كوتاه و خرما بر نخيل
شاه عالم را بقاء و عزّ و ناز * با دو هر چيزى كه خواهد زين قبيل
حافظ از سر پنجهء عشق نگار * همچو مور افتاده زير پاى پيل [ 1 ]
[ رهروان را عشق بس باشد دليل ]
13 * شماره مسلسل 454
رهروان را عشق بس باشد دليل * آب چشم اندر رهش كردم سبيل
موج اشك ما كى آرد در حساب * آنكه كشتى راند بر خون قتيل
اختيارى نيست بدنامىّ ما * ضلنى فى العشق من يهدى السبيل « 1 »
بىمى و مطرب بفردوسم مخوان * راحتى فى الراح لا فى السلسبيل « 2 »
آتش عشق بتان بر خود مزن * ورنه از آتش گذر كن چون خليل
سالها در فكر آن بيتم كه گفت * پيلبانى بر لب درياى نيل
يا مكن با پيلبانان دوستى * يا بنا كن خانهاى در خورد پيل « 3 »
يا رسوم پيلبانان ياد گير * يا مرو هندوستان بر ياد پيل
يا بنه بر خود كه مقصد گم كنى * يا منه پاى اندرين ره بىدليل
يا مكش بر چهرهء نيل عاشقى * يا فروبر جامهء تقوى به نيل
حافظا گر معنيى دارى بيار * ورنه دعوى نيست غير از قال و قيل
هامش
[ 1 ] پاورقى غزل 12 - اين غزل را حافظ در مدح شاه شجاع سروده و او هم از حافظ استقبال كرده و غزلى ساخته كه مطلعش اينست :« اى بكام عاشقان حسنت جميل * كى گزيند بيدلى بر تو بديل »و مقصود حافظ از شاه عالم نيز همان شاه شجاع است .
( 1 ) كسى كه در عشق راهنمائى مىكند گمراهم كرد .
( 2 ) آسايش من در مى است نه در آب سلسبيل .
( 3 ) اين بيت از سعدى است .