حرف « م » داراى 90 غزل
[ 309 عشقبازى و جوانى و شراب لعلفام ]
1 [ 1 ] شماره مسلسل 455
عشقبازى و جوانى و شراب لعلفام * مجلس انس و حريف - همدم و شرب مدام « 1 »
ساقى شكّر دهان و مطرب شيرين سخن * همنشين نيك كردار و نديمم نيكنام
شاهدى در لطف و پاكى رشك آبزندگى * دلبرى در حسن و خوبى غيرت ماه تمام
باده گلرنگ تلخ و تيز خوشخوار سبك * نقل از لعل نگار و نقل از ياقوت جام
بزمگاهى دلنشين چون قصر فردوس برين * گلشنى پيرامنش چون روضهء دارالسلام
صفنشينان نيكخواه و پيشكاران با ادب * دوستداران صاحب سرّ و حريفان دوستكام « 2 »
غمزهء ساقى به يغماى خرد آهخته « 3 » تيغ * زلف دلبر از براى صيد دل گسترده دام
هر كه اين مجلس نجويد خوشدلى از وى مجوى * وانكه اين عشرت نخواهد زندگى بر وى حرام
نكتهدانى بذلهگو چون حافظ شيرين سخن * بخشش آموزى جهانافروز چون حاجى قوام
[ ذرهسان تا در هواى مهر رخسار توام ]
2 * شماره مسلسل 456
ذرهسان تا در هواى مهر رخسار توام * نيست يك ساعت قرار از شوق ديدار توام
جان شيرين در غمت دادم ولى بخشيد باز * تازه جانى خندهء لعل شكر بار توام
اين چنين مايل ، كه با اغيار مىبينم ترا * كى كنم باور اگر گوئى كه من يار توام
هامش
( 1 ) مدام هم بمعنى شراب و هم بمعنى هميشه .
( 2 ) مراد دوستكام - بمعنى يار مهربان و دوست خيرخواه - بادهگسارى با دوستان - و دوستكامى جام شرابى كه به دوستان حقيقى دهند .
( 3 ) آهختن يعنى آختن ، بركشيدن تيغ از غلاف و آهيختن هم صحيح است
[ 1 ] پاورقى غزل 1 - مقصود قوام الدين حسن وزير كاردان شاه ابو اسحاق مىباشد كه در تاريخ 754 فوت نموده و اين غزل درباره اوست ، و از غزلهاى ايام جوانى حافظ مىباشد .