بر سر آنم كه گر افتد ترا كارى به من * رو نتابم گر شود سر در سر كار توام
تو كشى هر لحظه تيغ و من سر اندازم بپيش * چون كنم شرمندهء الطاف بسيار توام
داشتم عمرى چو حافظ بر دهن مهر سكوت « 1 » * عاقبت در گفتگو آورد گفتار توام [ 1 ]
[ 311 عاشق روى جوانى خوش و نوخاستهام ]
3 شماره مسلسل 457
عاشق روى جوانى خوش و نوخاستهام * وز خدا صحبت او را بدعا خواستهام
عاشق و رند و نظربازم و مىگويم فاش * تا بدانى كه به چندين هنر آراستهام
شرمم از خرقهء آلودهء خود ميايد * كه بهر پاره دو صد شعبده پيراستهام
خوش بسوز از غمش اى شمع كه اينك من نيز * به همين كار كمر بسته و برخاستهام
با چنين فكرتم از دست بشد صرفهء كار * بر غم افزودهام آنچ از دل و جان كاستهام
پاسبان حرم دل شدهام شب همهشب * بو كه سيرى بكند زان مه ناكاستهام « 2 »
حاش لله كه بود از تو مرا هيچ دريغ * جان من صرف رهت هم زر و هم خواستهام
همچو حافظ بخرابات روم جامه قبا * بو كه در بركشد آن دلبر نوخاستهام
[ 310 مرحبا طاير فرخرخ فرخندهپيام ]
4 شماره مسلسل 458
مرحبا طاير فرخرخ فرخندهپيام * خير مقدم چه خبر يار كجا « 3 » راه كدام
يا رب اين قافله را لطف ازل بدرقه باد * كه ازو خصم به دام آمد و معشوقه بكام
هامش
( 1 ) در اصل سلوك قيد كردهاند كه يعنى رفتار و روش و در اينجا فاقد معنى است ولى مهر سكوت كه بمعنى خاموشى است بسيار بجاست ولى چون در يكتائى و پژمان هر دو سلوك بود ناچار به اين تذكر شدم چون هر چه فكر كردم براى مهر سلوك مفهومى بدست نيامد .
( 2 ) يعنى ماه تمام بدون كم و كاست ، كه بدر باشد .
( 3 ) در بعضى نسخ بجاى « يار كجا » ، « دوست كجا » نوشته است
[ 1 ] پاورقى غزل 2 - اين غزل را در يكتائى و پژمان هر دو ديدهام .