حرف « ط » داراى 2 غزل
[ گرد عذار يار من تا بنوشت حسن خط ]
1 * شماره مسلسل 422
گرد عذار يار من تا بنوشت « 1 » حسن خط * ماه ز حسن روى او راست فتاده در غلط
از هوس لبش كه آن ز آبحيات خوشترست * گشته روان ز ديدهام چشمهء آب همچو شط
خال سياه را بر آن عارض سيمرنگ بين * راست ز مشك ماند آن بر رخ ماه يك نقط
موى گشاده كرده خوى تا بچمن برآمدى * شد رخ گل چو زعفران مشگ و گلاب شد سقط « 2 »
گه بهواش مىدهم گرد مثال ، جان و دل * گاه باب مىكشم آتش عشق او چو بط
گر بغلامى خودم شاه قبول مىكند * تا بمباركى دهم بنده به بندگيش خط
آبحيات حافظا گشته خجل ز نظم تو * كس بهواى دلبران شعر نگفته زين نمط « 3 »
[ افزود بحسن آن پرىخط ]
2 * شماره مسلسل 423
افزود بحسن آن پرىخط * شد مايه ناز و دلبرى خط
شد پيش رخش بعاشقى زلف * بگرفت لبش به ساحرى خط
دل گفت بگو كه چيست يا رب * بر عارض خوب آن پرى خط
گفتم كه نوشته كلك تقدير * از مهر رخش به مشترى خط
من بندهء حافظم كه از لطف * دادست ورا بچاكرى خط
هامش
( 1 ) در يكتائى : تا كه برست دور خط ، نوشته است .
( 2 ) هر چيز بىفايده و بيهوده را گويند ، كالاى پست ، سقط گفتن ، يعنى دشنام دادن ، سقط شدن ، تلف شدن و مردن حيوان
( 3 ) نمط يعنى سياق ، روش ، رقم و نوع .