ز زهد حافظ و طامات « 1 » او ملول شدم * بساز رود و غزل گوى بر سرود سماع « 2 » [ 1 ]
[ 293 بامدادان كه ز خلوتگهء كاخ ابداع ]
3 [ 2 ] شماره مسلسل 428
بامدادان كه ز خلوتگهء كاخ ابداع « 3 » * شمع خاور فكند بر همه اطراف شعاع
بركشد آينه از جيب افق چرخ و در آن * بنمايد رخ گيتى بهزاران انواع
در زواياى طربخانهء جمشيد فلك * ارغنون « 4 » ساز كند زهره به آهنگ سماع
چنگ در غلغله آيد كه كجا شد منكر « 5 » * جام در قهقهه آيد كه كجا شد مناع
وضع دوران بنگر ساغر عشرت برگير * كه بهر حال همينست كه بينى اوضاع
طرهء شاهد دنيا همه مكرست و فريب * عارفان بر سر اين نكته نجويند نزاع
عمر خسرو طلب ار نفع جهان مىطلبى * كه وجوديست عطابخش و كريمى نفّاع
مظهر لطف ازل روشنى چشم امل * جامع علم و عمل جان جهان شاه شجاع
حافظا بنده صفت بر در اوباش مقيم * كه جهاندار مطيعست و شهنشاه مطاع
هامش
( 1 ) طامات يعنى سخنان ياوه و بيهوده .
( 2 ) اين بيت در سودى و انجوى نيست و مقطع غزل شماره 1 را در اينجا آوردهاند ضمنا بيت زير در هر دوى آنها اضافه ديده شد :شراب خانگيم بس مى مغانه بيار * حريف باده رسيد اى رفيق توبه وداعكه آن هم با مختصر تغييرى در غزل اول آمده است
( 3 ) اختراع ، نوآوردن ، چيز تازه آوردن .
( 4 ) ارغنون نوعى ساز شبيه پيانو را گويند كه افلاطون اختراع كرده يعنى همان ارگ
( 5 ) منكر كار زشت و ناپسند و جمع آن منكرات و منكر نيز يعنى انكاركننده .
[ 1 ] پاورقى غزل 2 - اين غزل را حافظ پس از روى كار آمدن شاه شجاع و باز كردن در ميخانهها سروده است .
[ 2 ] پاورقى غزل 3 - اين غزل در يكتائى مندرج و مدعيست كه از آن قصيدهسرايان هم عصر حافظ است ولى صريحا نمىگويد از كيست و در آن بجاى مقطع اين بيت است .حافظ ار باده خورى با صنمى گلرخ خور * كه ازين به نبود در دو جهان هيچ متاعاين غزل را بنا به رواياتى حافظ در زمان شاه شجاع و گسترش بساط عشرت سروده است .