حرف « ع » داراى 4 غزل
[ بفرّ دولت گيتىفروز شاهشجاع ]
1 * [ 1 ] شماره مسلسل 426
بفرّ دولت گيتىفروز شاهشجاع * كه هست در نظر من جهان حقير متاع
صراحئى و حريفى خوشم ز دنيا بس * كه غير از اين همه اسباب تفرقهست و صداع
ز مسجدم بخرابات مىفرستد عشق * بسر همىروم اى جان نمىكنيم نزاع
بسست ورد شبانه « 1 » مى مغانه بيار * حريف باده رسيد اى رفيق توبه وداع
هنر نمىخرد ايام و غير از اينم نيست * كجا روم به تجارت بدين كساد متاع
بيار مى كه چو خورشيد مشعل افروزد * رسد بكلبهء درويش نيز فيض شعاع
جبين و چهره حافظ خدا جدا نكناد * ز خاك بارگه كبرياى شاه شجاع
[ 292 قسم به حشمت و جاه و جلال شاهشجاع ]
2 شماره مسلسل 427
قسم به حشمت و جاه و جلال شاهشجاع * كه نيست با كسم از بهر مال و جاه نزاع
بفيض جرعهء جام تو تشنهايم ولى * نمىكنيم دليرى نمىدهيم صداع « 2 »
خداى را بميم شستوشوى خرقه كنيد * كه من نمىشنوم بوى خير از اين اوضاع
ببين كه رقص كنان مىرود بنالهء چنگ * كسى كه اذن نمىدادى « 3 » استماع سماع « 4 »
بعاشقان نظرى كن بشكر اين نعمت * كه من غلام مطيعم تو پادشاه مطاع
برو اديب و نصيحت مگو كه ديگر تو * نبينيم پس از اين هيچگه بكنج بقاع « 5 »
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ بجاى « بس است ورد شبانه » ، شراب خانگيم بس ، آمده است .
( 2 ) دردسر
( 3 ) « رخصه نفرمودى » بجاى « اذن نمىدادى » در بعضى نسخ آمده
( 4 ) گوش دادن بموسيقى
( 5 ) بقاع جمع بقعه و بمعنى خانقه و محل دفن اولياء .
[ 1 ] پاورقى غزل 1 - اين غزل را حافظ در زمان شاه شجاع و گسترش بساط عيش و نوش سروده است .