به يك دو قطره كه ايثار كردى از ديده * بسا كه در رخ دولت « 1 » كنى كرشمه و ناز
طهارت ار نه به خون جگر كند عاشق * بقول مفتى عشقش درست نيست نماز
ز مشكلات طريقت عنان متاب اى دل * كه مرد راه نينديشد از نشيب و فراز « 2 »
در اين مقام مجازى بجز پياله مگير * درين سراچهء بازيچه غير عشق مباز
من از نسيم سخن چين چه طرف بربندم * چو سرو ، راست درين باغ نيست محرم راز
اگر چه حسن تو از عشق غير مستغنيست * من آن نيم كه ازين عشقبازى آيم باز
چه گويمت كه ز سوز درون چه مىبينم « 3 » * توان كه شرح دهم آصفا به سال دراز
غزلسرائى ناهيد صرفهاى نبرد * در آن مقام كه حافظ برآورد آواز [ 1 ]
[ زلفين سيه خم بخم اندر زدهاى باز ]
6 * شماره مسلسل 371
زلفين سيه خم بخم اندر زدهاى باز * وقت من شوريده بهم برزدهاى باز
زان روى نكو چشم بدان دور كه امروز * بر مه زدهاى طعنه و بر خور زدهاى باز
بر ساغر عيشم زدهاى سنگ و ليكن * با تو چه توان گفت كه ساغر زدهاى باز
از دود دل خستهام اى دوست حذر كن * كاتش به من سوختهدل برزدهاى باز
من سر چو قلم بر سر سوداى تو دارم * با آنكه من سر زده را سرزدهاى باز
نقد سرهء قلب كه پالودهام « 4 » از چشم * از سكهء رويم همه بر زر زدهاى باز « 5 »
هامش
( 1 ) غرض سعادت و اقبال است .
( 2 ) اين مصرع در چندين جا تكرار شده .
( 3 ) اين مصرع در خلخالى چنين است : « ملالتى كه بر وى من آمد از غم تو » ولى مسلما متن بهترست .
( 4 ) پالودن يعنى صاف كردن و صاف شدن ، و پاك كردن و پاك شدن
( 5 ) در قدسى اين بيت اضافه آمده است :زد زمزمه عشق تو راه من سرمست * آرى صنما راه قلندر زدهاى باز
[ 1 ] پاورقى غزل 5 - بتوضيح پاورقى غزل شماره يك از حرف ز مراجعه شود . كه سه بيت اخير در پاورقى آن آمده است