مهل « 1 » كه روز وفاتم به خاك بسپارند * مرا بميكده بر ، در خم شراب انداز
ز جور چرخ گر عاشق بجان رسيد دلت « 2 » * بسوى ديو محن ناوك شهاب انداز
گر از تو يكسر مو سر كشد دل حافظ * بگير و در خم زلفش به پيچ و تاب انداز
[ 264 خيز و در كاسه زر آب طربناك انداز ]
9 شماره مسلسل 374
خيز و در كاسه زر آب طربناك انداز * پيشتر زانكه شود كاسه سر ، خاكانداز
عاقبت منزل ما وادى خاموشانست * حاليا غلغله در گنبد افلاك انداز
هامش
( 1 ) مگذار
( 2 ) در بعضى نسخ مصرع چنين است : ( سودى ) « ز جور چرخ چو حافظ بجان رسيد دلت » و ضمنا فاقد بيت مقطع فوق است