[ صبا بمقدم گل راح روح بخشد باز ]
2 * [ 2 ] شماره مسلسل 367
صبا بمقدم گل راح روح بخشد باز * كجاست بلبل خوشگوى گو برآر آواز
دلا ز هجر مكن ناله زانكه در عالم * غمست و شادى و خار و گل و نشيب و فراز
دو تا شدم چو كمان از غم و نمىگويم * هنوز ترك كمان ابروان تيرانداز
حكايت شب هجران به دشمنان مكنيد * كه نيست سينهء ارباب كينه محرم راز « 1 »
ز طرهء تو پريشانى دلم شد فاش * ز مشك نيست غريب آرى ار بود غمّاز
هزار ديده به روى تو ناظرند و تو خود * نظر بر وى كسى برنمىكنى از ناز
اگر بسوزدت اى دل ز درد ناله مكن * دم از محبت او مىزن و به درد بساز
مرا چه فكر ز جور تو و جفاى رقيب * اسير عشق ندارد غم از بلاى دراز
غبار خاطر ما چشم خصم كور كند * تو رخ به خاك نه ، اى حافظ و برآر نماز « 2 »
[ 261 در آ كه در دل خسته توان درآيد باز ]
3 شماره مسلسل 368
در آ كه در دل خسته توان « 3 » درآيد باز * بيا كه در تن مرده روان درآيد « 4 » باز
بيا كه فرقت تو چشم من چنان بربست * كه فتح باب وصالت مگر گشايد باز
به پيش آينهء دل هر آنچه مىدارم * بجز خيال جمالت نمىنمايد باز
هامش
( 1 ) اين مصرع در غزل شماره يك نيز آمده است .
( 2 ) در هاشم رضى « بسوز و بساز » است .
( 3 ) نيرو و قدرت
( 4 ) در بعضى نسخ گرايد باز است كه از گراييدن و بمعنى آهنگ كردن ، ميل و رغبت نمودن و حمله بردن است ولى متن صحيح است .
- پاورقى 2 غزل 1 - بيت ششم غزل در سودى چنين است :ملالتى كه به روى من آمد از غم تو * توان كه شرح دهم آصفا به سال درازپاورقى 3 غزل 1 - در يكتائى بيت زير بعنوان الحاقى ذكر شده است .من از نسيم سخن چين چه طرف بربندم * چو سرو راست درين باغ نيست محرم رازدر صورتى كه اين بيت در غزل شماره 5 از حرف ز آمده است .
[ 1 ] پاورقى غزل 2 - دو بيت اول و بيت مقطع اين غزل با غزل هفت بيتى از يكتائى برابر و بقيهء ابيات متفاوت هستند - در پژمان نيز به همان ترتيب است جز اينكه فاقد بيت دوم غزل مندرج در اين سفينه و يكتائى است ضمنا در سودى اين غزل نيست .