از غاليه بر هم زدهاى خوش شكر و گل * امروز همه بر گل و شكّر زدهاى باز
شهباز غمت راست كبوتر دل حافظ « 1 » * هشدار كه بر صيد كبوتر زدهاى باز
[ به راه ميكده عشّاق راست در تك و تاز ]
7 * [ 1 ] شماره مسلسل 372
به راه ميكده عشّاق راست در تك و تاز * همان نياز كه حجاج را به راه حجاز
به هيچ در نروم بعد ازين ز حضرت دوست * چو كعبه يافتم ، آيم ز بتپرستى باز
شبى چنين به سحرگه « 2 » ز بخت مىخواهم * كه با تو شرح سرانجام خود كنم آغاز
تنم ز هجر تو چشم از جهان فرومىدوخت * اميد دولت وصل تو داد جانم باز
چه حلقهها كه زدم بر در دل از سر سوز * ببوى روز وصال تو در شبان دراز
چو غنچه سرّ درونش نهان كجا ماند * دل مرا كه نسيم صباست محرم راز
ز شوق مجلس آن ماه خرگهى حافظ * گرت چو شمع بسوزند پايدار و بساز
[ 263 بيا و كشتى ما در شط شراب انداز ]
8 شماره مسلسل 373
بيا و كشتى ما در شط شراب انداز * خروش و ولوله در جان شيخ و شاب انداز
مرا بكشتى باده درافكن اى ساقى * كه گفتهاند نكويى كن و در آب انداز
ز كوى ميكده برگشتهام ز راه خطا * مرا دگر ز كرم در ره صواب انداز
بيار از آن مى گلرنگ مشكبو جامى * شرار رشك و حسد در دل گلاب انداز
اگر چه مست و خرابم تو نيز لطفى كن * نظر بر اين دل سرگشتهء خرابانداز
به نيمشب اگرت آفتاب مىبايد * ز روى دختر گلچهر رز نقاب انداز
هامش
( 1 ) گويند اين غزل از سلمان ساوجى است ، و درين صورت در مقطع بايد بجاى « حافظ » سلمان گذارده شود و ضمنا اگر از سلمان باشد بيت پاورقى بند 2 را بايد به آن اضافه كرد .
( 2 ) در بعضى نسخ نوشته : « شبى وصال تو از بخت مىخواهم » ( پاورقى غزل 7 صفحه بعد )
[ 1 ] پاورقى غزل 7 - همانطوركه در چند جا اشاره شده بهطورى در اشعار حافظ دخل و تصرف كردهاند كه به هيچوجه تميز و تشخيص آن ممكن نيست مخصوصا در حرف ز براى نمونه عين غزل شماره 7 ز را كه در پژمان چاپ شده با پاورقى آن ذيلا درج بهطورىكه ملاحظه مىشود فقط بيت اول آن با متن ما كه از سودى پيروى كردهايم ( در سودى نيز بيت ما قبل مقطع وجود ندارد ) مشابه و بقيه غزل جور ديگر است اينك عين غزل مندرج در چاپ پژمان :به راه ميكده عشاق راست در تك و تاز * همان نياز كه حجاج را به راه حجاز
دو تا شدم چو كمان از غم و نمىگويم * هنوز ترك كمان ابروان تيرانداز
هزار ديده به روى تو ناظرند و تو خود * نظر به روى كسى برنمىكنى از ناز
اگر بسوزدت اى دل ز درد ناله مكن * دم از محبت او مىزن و به درد بساز
ز طرهء تو پريشانى دلم شد فاش * غريب نيست ز مشك آرى ار بود غماز
اميد قد تو مىداشتم ز بخت بلند * نسيم زلف تو مىخواستم ز عمر دراز
غبار خاطر ما چشم خصم كور كند * تو رخ به خاك نهاى حافظ و بسوز و بسازشباهت غزلهاى پنجگانه فوق از حيث بحر و قافيه موجب شده است كه اشعار غزلهاى مسلم حافظ با غزلهاى مشكوك و منسوب بهطورى مخلوط گردد كه در هيچ كتابى دو غزل به يك صورت ديده نشود