بعزم توبه نهادم قدح ز كف صد بار * ولى كرشمهء ساقى نمىكند تقصير
چو لاله در قدحم ريز ساقيا مى و مشك * كه نقش خال نگارم نمىرود ز ضمير
مى دوساله و محبوب چاردهساله * همين بسست مرا صحبت صغير و كبير
نگفتمت كه حذر كن ز زلف او اى دل * كه مىكشند در اين حلقه پاى در زنجير
بيار ساغر ياقوت خام و درّ خوشاب * حسود گو كرم آصفى ببين و بمير
بنوش باده و عزم وصال جانان كن * سخن شنو كه زنندت ز بام عرش صفير
حديث توبه در اين بزمگه مگو واعظ * كه ساقيان كمان ابرويت زنند به تير
چه جاى گفته خواجو و شعر سلمانست « 1 » * كه شعر حافظ شيراز به ز شعر ظهير « 2 » [ 1 ]
هامش
( 1 ) غرض خواجوى كرمانى و سلمان ساوجى است
( 2 ) غرض ظهير فاريابى است كه در سال 596 هجرى قمرى وفات نموده
[ 1 ] پاورقى غزل 23 - در مورد معنى بيت نهم اين غزل به توضيحات ذيل قصيده شماره 2 در مدح سلطان شيخ ابو اسحاق مراجعه شود ( مشك در قدح و يا در مى كردن ) .
حكايت : از مهدى اخوان ثالث . بنقل از كتاب قصص العلماء . آوردهاند كه يكى از شاگردان آخوند ملا على نورى حكيم متشرع در طبقه حاج ملا هادى سبزوارى و يكى از معلمان او - سؤالى نوشت و از بطون معانى اين بيت حافظ :مى دوساله و محبوب چاردهساله * همين بس است مرا صحبت صغير و كبيرپرسيد كه آيا جز همين معنى ظاهر ، خواجه مقصود ديگرى هم داشته است يا نه ؟ زيرا شنيده بود كه بعضى عرفا مىگويند مراد حافظ از محبوب چاردهساله پيامبر اسلام است كه در چهل سالگى مبعوث شد و چهار تا ده سال ، چهل است ( و مرادش از مى دوساله قرآن است كه در دو سال امر نزول آياتش بر پيامبر سامان گرفت ) آخوند ملا على در جواب نوشت : اى « نور هر دو چشم من معنى مى دوساله آن شرابى است كه دو سال مانده باشد و اهل نشاء گويند تأثير چنين شرابى براى مستى بيشتر از شرابهاى ديگر است و مراد از محبوب چاردهساله جوانى است كه به سن چهارده باشد و حافظ غير اين معنى اراده نكرده است . آنچه عرفا توجيه و تاويل مىكنند . شهد باللّه كه خلاف است و مراد حافظ نبوده » و السلام .