چكنم گر نكنم ناله و فرياد و فغان * كز فراق تو چنانم كه بدانديش تو باد
روز و شب غصه و خون مىخورم و چون نخورم * چون ز ديدار تو دورم بچه باشم دلشاد
تا تو از چشم من سوختهدل دور شدى * اى بسا چشمهء خونين كه دل از ديده گشاد
از بن هر مژه صد قطرهء خون بيش چكيد * چون برآرد دلم از دست فراقت فرياد
حافظ دلشده مستغرق يادت شب و روز * تو ازين بنده دلخسته به كلى آزاد [ 1 ]
[ 101 شراب و عيش نهان چيست كار بىبنياد ]
17 شماره مسلسل 159
شراب و عيش نهان چيست كار بىبنياد * زديم بر صف رندان و هر چه بادا باد « 1 »
گره ز دل بگشا وز سپهر ياد مكن * كه فكر هيچ مهندس چنين گره نگشاد
ز انقلاب زمانه عجب مدار كه چرخ * ازين فسانه هزاران هزار دارد ياد
قدح به شرط ادب گير زانكه تركيبش * ز كاسهء سر جمشيد و بهمنست و قباد
كه آگهست كه كاووس و كى كجا رفتند * كه واقفست كه چون رفت تخت جم بر باد
ز حسرت لب شيرين هنوز مىبينم * كه لاله مىدمد از خاك تربت « 2 » فرهاد
مگر كه لاله بدانست بىوفائى دهر * كه تا بزاد و بشد جام مى ز كف ننهاد
نمىدهند اجازت مرا بسير و سفر * نسيم خاك مصلى و آب ركناباد
بيا بيا كه زمانى ز مى خراب شويم * مگر رسيم بگنجى در اين خرابآباد
هامش
[ 1 ] پاورقى غزل 16 - يكتائى گويد اين غزل از سلمان ساوجى است و در سودى هم ذكرى از آن نشده و در بعضى نسخ بيت زير را نيز اضافه دارد و بجاى مقطع است و بجاى حافظ مقطع « من بى » آمده است .ور از آن كم نشود ناله و سوزم بارى * بيم آنست كه سيلاب رود در بغداد
( 1 ) هر چه مىخواهد بشود ، هر چه مىتواند باشد
( 2 ) در اينجا بمعنى قبر است ولى در هر صورت خاك و تربت داراى معنى واحدى هستند به عقيده شخص من اگر بجاى تربت ، ديده ، بگذاريم و يا اينكه مصرع زير را : كه لاله مىدمد از خون ديده فرهاد ، كه استثناء در بعضى نسخ ديده شده قرار دهيم بهتر خواهد بود .