[ 56 دل سراپرده محبت اوست ]
52 شماره مسلسل 78
دل سراپرده محبت اوست * ديده آئينه دار طلعت اوست
من كه سر درنياورم به دو كون * گردنم زير بار منّت اوست
تو و طوبى و ما و قامت يار * فكر هركس به قدر همت اوست
دور مجنون گذشت و نوبت ماست * هر كسى پنجروزه نوبت اوست
من كه باشم در آن حرم كه صبا * پردهدار حريم حرمت اوست
ملكت عاشقى و گنج طرب * هر چه دارم ز يمن همت اوست
من و دل گر فنا شويم چه باك * غرض اندر ميان سلامت اوست
بىخيالش مباد منظر چشم * زانكه اين گوشه خاص خلوت اوست
گر من آلودهدامنم چه زيان * همه عالم گواه عصمت اوست
هر گل نو كه شد چمنآرا * اثر رنگ و بوى صحبت اوست
فقر ظاهر مبين كه حافظ را * سينه گنجينهء محبت اوست
[ صبح دولت طلوع طلعت اوست ]
53 * [ 1 ] شماره مسلسل 79
صبح دولت طلوع طلعت اوست * شام ظلمت نشان ظلمت اوست
مهر بر خوان او نواله رسان * ماه نو خم ز بهر طاعت اوست
از قدش پاى سرو مانده به گل * لاله را داغ دل ز فرقت اوست
رنگ و بوى گل از رخش بچمن * نالهء بلبل از محبت اوست
سوسن ده زبان خموش بباغ * لال مانده ز صنع قدرت اوست
بدوا جانب طبيب مرو * صحت عاجل از طبابت اوست
در طريق سلوك سالك را * آنچه پيش آيد از ارادت اوست
قمرى و عندليب و حافظ نيز * همه گويا بذكر مدحت اوست
هامش
[ 1 ] پاورقى غزل 53 - اين غزل در يكتائى هست و مدعيست كه از حافظ نيست ولى نمىگويد از كيست ؟