يا رب اين كعبه مقصود تماشاگه كيست * كه مغيلان « 1 » طريقش گل و نسرين منست
يار من باش كه زيب فلك و زينت دهر * از مه روى تو و اشك چو پروين منست « 2 »
حافظ از حشمت پرويز دگر قصه مخوان * كه لبش جرعهكش خسرو شيرين منست
[ 53 منم كه گوشهء ميخانه خانقاه منست ]
47 شماره مسلسل 73
منم كه گوشهء ميخانه خانقاه منست * دعاى پير مغان ورد صبحگاه منست
گرم ترانهء « 3 » چنگ و صبوح نيست چه باك * نواى من بسحر آه عذر خواه منست
ز پادشاه و گدا فارغم به حمد اللّه * گداى خاك در دوست پادشاه منست
غرض ز مسجد و ميخانهام وصال شماست * جز اين خيال ندارم خدا گواه منست
مرا گداى تو بودن ز سلطنت خوشتر * كه ذل « 4 » جور و جفاى تو عزّ و جاه منست
مگر به تيغ اجل خيمه بركنم ورنه * رميدن از در دولت نه رسم و راه منست
از آن زمان كه بر اين آستان نهادم روى * مزار مسند « 5 » خورشيد تكيهگاه منست
گناه اگر چه نبود اختيار ما حافظ * تو در طريق ادب كوش و گو گناه منست
[ نمىدانم دل بلبل ز عشق روى گل چونست ]
48 * شماره مسلسل 74
نمىدانم دل بلبل ز عشق روى گل چونست * ولى در غنچه مىبينم كه پيكانهاش در خونست
عجب نبود كه بلبل را قرار و خواب كم گردد * رياحين را چو هر ساعت جمال و حسن افزونست
نظر كن در گل رعنا كه شكل او چه فتّانست * چه جرم بلبل شيدا اگر بيچاره مفتونست
چو از پرده برون آمد گل آنگه بلبل مسكين * اگر در پرده مىنالد دلش از پرده بيرونست
اگر مستى كند بلبل درين موسم روا باشد * كه بر هر شاخى از گلبن هزاران جام ميگونست
هامش
( 1 ) خارهاى شترى
( 2 ) در خلخالى اين دو بيت اضافه است :از كه درياگرى آموخت خيال تو مگر * رهنمايش شده اين اشك چو پروين منست
رسم عاشقكشى و شيوه شهر آشوبى * كار آن شوخ سيهچرده رنگين منست( 3 ) نغمه و سرود
( 4 ) خوارى و پستى
( 5 ) جايگاه