هدايت و دين حقّ فرستاد تا بر همهء مكتبها پيروزش كند ، هر چند مشركين نخواهند » .
آرى غيب مكانى در اين آيه معنى ندارد ، اين صفت ممتاز متّقين نمىتواند باشد كه به چيزهاى پشت ديوار مثلا ايمان بياورند . قيامت را غيب زمانى - يعنى چيزى كه در زمان ما نيست - حساب مىكنيم و بنا به تفسير برخى فلاسفه بايد غيب را ظهور و بطون جهان بدانيم .
در حديثى از امام صادق عليه السّلام دربارهء غيب در آيهء سورهء بقره مىفرمايد :
« كتاب ، على است كه شكّى در او نيست ، ايمان به غيب يعنى باور داشتن قيامت و عذاب و ثواب الهى « 1 » » . در روايت ديگرى مىفرمايد : « ايمان به غيب اقرار به قيام قائم ما مىباشد « 1 » » . و نيز مىفرمايد : « متّقون ، شيعيان على عليه السّلام هستند و غيب ، امام غائب مىباشد » . در اين روايت امام شاهدى هم از آيات ديگر قرآن ذكر مىفرمايد : در آيهء 20 سورهء يونس فرموده است :
لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ
« كفار گفتند چرا آيهاى بر پيغمبر نازل نمىشود بگو كه غيب به دست خداوند است » . آن گاه در آيهء 50 سورهء مؤمنون عيسى و مادرش آيه حساب شدهاند پس حجّت الهى غيب محسوب مىشود . « 1 » اهمّيّت ايمان به غيب زمانى در مورد غلبهء اسلام بر مكتبهاى ديگر و
هامش
( 1 ) . تفسير نوالثقلين ، ج 1 ، سورهء بقره . مطمئنّم كه خوانندهء كتاب اين قدر كم مطالعه نيست كه معناى « متّقون ، شيعيان على عليه السّلام هستند » را نفهمد تا لازم باشد توضيح بدهم كه منظور نه هر كسى است كه فقط در مسئله خلافت از على عليه السّلام دم زند و در عمل يزيدى باشد .
مىتوانيد به تعبير ديگر بگوئيد حكم حيثى مىباشد ، از اين جهت كه قانون حكومت الهى را پذيرفتهاند .