هستى ذاتى و ضرورى است ، صفات و كمالات هستى چون علم و حيات و قدرت نيز چنين هستند . با ارتباط به آن مبدأ علم و آگاهى مىتوان به قدر لياقت از آن آگاهى از سير سنن و قوانين آفرينش استفاده نمود . سنن آفرينش در مسئلهء علم ، راه تحصيل و درس مىباشد ليكن منحصر به آن نيست بلكه از راه وحى مستقيم ، حدس صحيح ، الهامات باطنى ، شهود حقايق نيز مىباشد و راه قانونى وصول به اينها اصلاح نفس و تكميل روان خويشتن است .
وقتى ابن سيرين خواب شناس معروف آگاهيش را با يك حركت جهش وار براى نجات از گناه به كف مىآورد و چون از مهلكه گناه نجات پيدا مىكند به ناگاه در خود احساس يك لطافت و صفا و روشن بينى و آگاهى مىكند و سپس زبان خواب را كه به قول " اريك فروم " يك زبان مخصوص است خوب مىفهمد . . .
روشن است كه با اصلاحات پيگير و استقامت در راه تزكيه يقينا ممكن است آگاهيهائى بسيار به دست آورد .
علاوه بر اين كه در اولياى بزرگ ما مسئلهء تزكيه به حدّى است كه روابط خاصى را با مبدأ خلقت ايجاب كرده كه افاضه از آن طرف است و القاء مخصوص رحمانى كه اختصاص به گروه خاصّ زبدگان الهى دارد علاوه بر القائات عمومى از طرف مبدأ آفرينش دريافت مىدارند .
در آيات كريمهء قرآنى و روايات و نصوص مذهبى مطالب جالبى در اين زمينه آمده است كه بايد با ديد روانشناسى و روانكاوى مورد دقّت قرار گيرد .
اوصافى هم كه در قرآن و احاديث براى اولياء و ائمّهء ما رسيده است آگاهى غيبى آنها را اجمالا ثابت مىكند .
شناخت قرآن ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٢٦