غيب
در تفسير غيب هم مثل بسيارى مفاهيم ديگر به راه افراط و تفريط رفتهاند . گروهى غيب را در قرآن فقط به معناى " اللّه " تصوّر كردهاند و گروهى اشاره به روزگار بيدارى خلقها و غلبهء مستضعفين بر استثمارگران .
براى روشن شدن اين واژه ابتدا به كتب لغت و استعمالات عرف و سپس به قرائن آيات و آن گاه به روايات اهل بيت عليهم السّلام رجوع مىكنيم .
راغب اصفهانى مىگويد : غيب مصدر « غابت الشّمس » - مثلا - مىباشد يعنى از چشم نهان شد . . . ، همين مصدر در مورد هر چيزى كه از حسّ ما غائب باشد و يا از علم انسان غايب باشد به كار رفته است . . .
يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ
در سورهء بقره يعنى « ايمان دارند به چيزى كه محسوس نيست » .
شرتوتى در اقرب الموارد مىگويد غيب هر آنچه از تو غائب باشد . . . " و آن گاه از « مطرزى » نويسندهء " المغرب " نقل مىكند كه غيب چيزى است كه از چشمها غايب باشد هر چند در دلها جايگزين باشد " .