تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت قرآن ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
تجدّد و انتقال مىباشد . . . » « 1 » « . . . جاى آخرت در اين جهان نيست نه در بلندى و نه در پستى ، زيرا آنچه در مكانهاى اين جهان است فانى مىباشد و از دنياست . . . آخرت در باطن اين جهان است . . . البته بهشت و جهنّم مظاهرى در اين جهان دارند . . . » « 2 » « بهشت و دوزخ در جهان ديگرى هستند كه موجودات آنجا امورى صورى و بدون مادّه و انفعال و حركت هستند . . . » « 3 » « تشخص هر انسانى به جان اوست نه بدن ، و بدنى كه در انسان معتبر است معناى مبهمى است كه تحصّلى جز به نفس و روحش ندارد و لازمهء حشر بدن زيد مثلا اين نيست كه بدنى كه غذاى حيوان يا انسانى شده است محشور شود . . . » « 4 » « اختلاف است كه منظور از هفت باب جهنّم چيست ؟ برخى گفته‌اند منظور قواى ادراكى هفت‌گانهء انسان است يعنى پنج حسّ ظاهر و دو حسّ باطن يعنى خيال و وهم كه يكى صور را مىفهمد و ديگرى معانى جزئيه را ، و اين‌ها همانطور كه بابهاى جهنّم‌اند ، درهاى ورود بهشت هم هستند . . . بعضى گفته‌اند منظور هفت عضوى است كه متعلّق تكليف هستند و برخى گفته‌اند منظور اخلاق بد و خوب مثل حسد و بخل و تكبّر و علم و
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 9 ص 319 . ( 2 ) . اسفار ، ج 9 ص 322 . ( 3 ) . اسفار ، ج 9 ص 328 . ( 4 ) . اسفار ، ج 9 ص 200 .