مستبدّين و استثمارگران است و قيامت نه به معنى قيام مردم از قبرها و خروج از حالت برزخى به جهان آخرت است ، بلكه به پا خواستن طبقهء محروم جامعه مىباشد .
برخى ديگر تصوّر كردهاند قيامت به معنى مرگ طبيعى هر انسانى است ، يا مرگ اختيارى انسانها يعنى به پا خاستن و بيدارى از غفلت اين زندگى مادّى و به پا خاستن نفس غافل انسان و بر طرف كردن افكار و اميال مادّى .
برخى هم گفتهاند قيامت و هر كلمهء ديگرى دربارهء معاد منظور آيندهء زندگى انسانهاست كه تكنيك پيشرفتهء آن استراحت همه جانبه مىآورد .
حالا اگر بخواهيم حقيقت مفاهيم قيامت را در قرآن بفهميم بايد ابتدا به كتابهاى لغت رجوع كنيم . لغتنامههائى كه اصطلاح قرآن را ذكر مىكنند ، هم چون مفردات و مجمع البحرين و نهايه اين اثير . كه اينها طبعا نظر خود و ديگران را در برداشت از قرآن ذكر مىكنند و نوعى اجتهاد مىكنند . اگر چه از اجتهاد ديگران هم شخص محقّق مىتواند به طورى راهنمائى پيدا كند .
بلكه بايد به لغتنامههائى كه معناى عربى كلمه را مطلقا نه فقط در اصطلاح قرآن معنى كردهاند رجوع كنيم ، به قاموس ، اقرب الموارد ، صحاح ، مصباح المنير ، مقاييس الّغة ، لسان العرب ، تاج العروس و در آخر المنجد .
مىبينيم اينها هم " قيامت " را به همان معنى گرفتهاند قيام از عالم برزخ و روز برانگيختن مردگان . به مشتقّات ديگر مادّهء " قوم " رجوع مىكنيم مىبينيم همه معناى ايستادن و بر پا شدن مىدهد و به همان تناسب معناى اعتدال و تصدّى هم مىآيد ايستادن مناسب با صاف بودن و كجى نداشتن
شناخت قرآن ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٠٢