از آن من نى ؛ كار او ديرست كه « 1 » تمام شذه است ،
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ
( 29 / 69 ) يعنى اگر مقدّم مؤخّر خوانى و الذين هديناهم سبلنا جاهدوا فينا ، اينست مراد ؛ اگر نه اينها كه مجاهده كردند در راهى بىهدايت ما جهاد كردند ، آنگاه ماشان راه نموذيم يا با هدايت ما جهاد كردند ، پس تكرار
لَنَهْدِيَنَّهُمْ
چه باشذ ؟
يا اگر نى از زبان رسول باشذ كه
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا
أي فى خدمة ظاهرنا و ظاهر جسمنا
لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا
أى سبل أرواحنا و حقائقنا ؛ روزهء بىترتيب پنجشنبه و دوشنبه مىدار ، ناگاه بر جان نفس مىنشين كه روزه « 9 » مىگيرم تا نفس را سخت آيذ ؛ باشذ كه از ناگاه مسلمان شوذ « 10 » كه مسلمان شذنش سخت دور دورست ؛ فرموذ كه هر كسى را معصيتى است لايق او ؛ يكى « 11 » را معصيت آن باشذ كه رندى كنذ و فسق كنذ ، لايق حال او و يكى را معصيت آن باشذ كه از حضور حضرت غايب باشذ ؛ خنك آن كه چشمش بخسبذ و دلش نخسبذ ؛ واى بر آنك چشمش نخسبذ و دلش بخسبذ و اللّه اعلم
« 4 / 71 » فصل دهم : از صدقهء سرّ سؤال كردند ؛ فرموذ : صدقهء سرّ آن باشذ كه از غايت مستغرقى در اخلاص و در نگاه داشت آن اخلاص از لذّت صدقه داذنت خبر نباشذ ، يعنى از مشغولى به تأسّف آنك كاشكى به ازين بوذى ، اغلب ابا يزيد رحمة اللّه عليه به حج پياذه رفتى « 19 » ، هفتاذ حج كرده بوذ « 20 » ، روزى ديذ كه خلق در راه
هامش
( 4 / 71 )Z189 آB175 آK163423 ،II , H؛ 108 ،II , T( 1 ) كهZB: -K( 9 ) كه روزهZK: روزهB( 10 ) شوذ ( باشدB) كه شذنشZB:
-K( 11 ) يكى راZK: يكىB( 19 ) رفتىZK: -B( 20 ) بودZK: بودىB