تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
يعنى عقل معاد ، آن يكى فيلسوف مىگويذ : من معقول مىگويم و ازين عقل ربّانى بوئى ندارذ « 4 / 69 » همچنان عزيزى پيغامبر را ديذ ، بعد از دوازده سال ؛ گفت : يا رسول اللّه : هر شب آذينه خوذ را به من « 4 » نموذى ، درين مدّت مرا چو ماهى بىآب رها كردى ، چراست ؟ گفت : به تعزيت مشغول بوذم ؛ گفت : چه تعزيت ؟ گفت : درين دوازده سال هفت كس را روى به قبله بوذ كه به من آمذند لا غير ، باقى همه را روى از قبله بازگشته « 8 » بوذ ؛ اكنون اين معنيست
وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ
« 9 » ( 3 / 7 ) ، شرح آنست ؛ خوشى در جمعيّت يارانست ، پهلوى همدگر مىافتند ، مىنازند و جمال مىنمايند ؛ آنك جذا جذا مىافتند ، هوا در ميان ايشان مىآيذ ، آن نور ايشان مىروذ ؛ چيزى را چون در انگبين نهى تازه مىباشذ « 12 » و خوش كه هوا در ميان آن راه نيابذ ؛ متكبّر « 13 » مىشوذ سام « 14 » ، آخر موسى عليه السلام با آن جلالت از حضرت خضر عليه السلام و صحبت او استكمال اين صفت لطف مىخواست تا اين لطافت ديگر حاصل كنذ ، توبه‌ها مىكرد ؛ درويش يك‌بار بايذ كه توبه كنذ در همه عمر و بر آن هم پشيمان كه چرا بايستى كه در راه من اين آمذى ؟ پيغامبر عليه السلام با همه نازنينى بسلام درويشان تبرك نموذى و با ايشان بر خاك نشستى و سخن ايشان استماع كردى
هامش
( 4 / 69 )Z188 آB174 بK159420 ،II، 103 ،II , T( 4 ) به منZK: + مىB( 8 ) باز كشتهhZ: كشتهBK - Z( 9 ) فى العلمZ: -BK( 12 ) مىباشذ :ZBمىشودK( 13 ) متكبرhZK: مكبرZمكسر ( ؟ )B( 14 ) سامpT: مسامZBK