تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 668

مساهمون:

ص٦٦٨

شعر ( رمل )

اين « 1 » ترا باور نيايذ مصطفى * چون ز مسكينان همىجويذ دعا « 2 »
چون خوذ را بدست آوردى ، اگر كسى ديگر يا بى دست به گردن او درآور ، اگر نه تو به دستى « 3 » ؛ اشتر با مورچه همراه شذ ، به آب رسيذ « 4 » ؛ مورچه پاى بازكشيذ ؛ اشتر گفت : چه شذ ؟ بيا سهل است ، آب تا زانوست ؛ چه ترا تا زانوست ، مرا شش گز از سر گذشته است ؛ اگر بىشيخ بماندمى نماندمى ، من تقدم الى بباع ، از باع تا باع ، از شتر تا شتر « 7 » ، از زانو تا زانو فرقهاست ؛ خطوتين و قد وصل ، خطوهء محمّدى ندارى ؛ در تو فرعون سر بر كرد ، موسى آمذ او را راند ؛ باز فرعون آمذ ، موسى رفت ؛ اين دليل كنذ بر تلوّن تا كى باشذ « 10 » ؛ خوذ موسى را همچنين بگير تا فرعون ديگر نيايذ ؛ اين تلوّن حساب كار نيست ؛
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا
( 41 / 30 ) ، باز اين اشتر در مقابلهء عاج ابن عنق همان باشذ كه زانو تا به زانو فرقهاست ؛ زيرا كه او در طوفان نوح غرق نشذ ؛ آب دريا او را تا زانو بوذى ، او را موسى كشت ؛ باز اين عاج بن عنق پيش آدم و فرزندان جان و دل آدم ، نى فرزندان آب و گل آدم ، خاصّه آنك در حقّ او آمذ كه خطوتان و قد وصل ؛ آن خطوهء محمّدى باشذ ؛ خطوهء بعقبى و خطوهء بمولى ؛ امّا از من و تو همان حكم دارذ كه زانو تا زانو صذ خطوهء بزنيم تا كنار صفّه پيش نرويم
هامش
( 1 )aان ؟ ؟ ؟ ؟ZK: اىB( 3 ) به دستىZK: بدستB( 4 ) به آب رسيذZK: -B( 7 ) شتر تا شترK( 10 ) باشدZK: باش وB( 2 ) اين . . . دعا :NM، ج 6 ، ص 365 / 1632 ؛AM، ص 591 / 1 .