تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
كنذ و كينه نگيرذ به‌آن‌كس كه او را جفا كنذ ؛ بسطامى را گفتند كه تو بر سر آب و هوا مىروى ، گفت : چوب خشك بر سر آب همىروذ ؛ مرغان نيز در هوا مىپرند ، جاذوان نيز به يك شب از قاف تا بقاف « 3 » مىروند ، پس كار مردان آنست كه بر هيچ چيز دل نبندذ جز بر خذاى تعالى « 4 / 61 » همچنان سخاوت چهار چيز است : سخاوت مال « 6 » زاهدان راست ، سخاوت تن مجتهدان راست ، سخاوت جان غازيان راست ، سخاوت دل عارفان راست ؛ زاهدان مال بدهند و معرفت بستانند ، چنانك قرآن گفت :
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً
( 28 / 83 ) ؛ مجتهدان تن بدهند هدايت بستانند ، چنانك قرآن گفت :
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا
( 29 / 69 ) و غازيان جان بدهند ، حيات باقى بستانند « 12 » ، چنانك قرآن گفت :
بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
( 3 / 169 ) ؛ عارفان دل بدهند و محبّت بستانند ، چنانك قرآن گفت :
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
« 14 » ( 5 / 54 ) نديذم چيزى نيكوتر از تواضع ؛ خرسند شويذ بذآنچ « 15 » در دستست ، و نوميذ شويذ آنچ در دست ديگرانست ؛ عزّ پيغامبران در نبوّتست و عزّ علما در تواضع است و عزّ اوليا در حلم است ؛ و عزّ درويشان در خرسندى و عزّ توانگران در سخاوت ، و عزّ عابدان در خلوت ؛ دين را « 18 » نگه داريذ به دو چيز : يكى به سخاوت و دوم بنيك خوئى ؛ از مرگ گريختن نتوان ، روزى آدمى از آدمى نتوانذ گريختن ؛ الرزق مقسوم ،
هامش
( 4 / 61 )Z171 بB160 بK112378 ،II , H؛ 90 ،II , T( 3 ) بقافZ: قافBK( 6 ) مالZK: مالىB( 12 ) حيات . . . بستانندZK: -B( 14 ) يحبونهZ: + مBK( 15 ) بذآنچZ: آنچBK( 18 ) دين راBK: وين راZ
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 656 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي