حضرت مولانا را معلوم است كه امير المؤمنين على رضى اللّه عنه دههء عاشورا را با مصطفى موافقت كرده بوذ و در آن شبها رسول هيچ نمىخورد ؛ مصطفى درو نظر كرد ؛ اثر ضعف ديذ ؛ فرموذه لست كاحدكم آيت آمذ كه
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ *
؛ فرق اين قدرست كه
يُوحى إِلَيَّ *
( 18 / 111 ؛ 34 / 50 )
شعر « 6 » ( رمل )
تو بتن حيوان به جانى از مَلَك * تا روى هم بر زمين و هم بر فلك
تا به ظاهر مِثلُكُم باشذ بشر * با دلِ يُوحَى إلَيْهِ ديذهور « 1 »
نبى را وحى بوذ بجبرئيل وهم وحى القلب بوذ ؛ ولى را نيز همين بوذ لا يسعنى فيه نبىّ مرسل و لا ملك مقرّب ، الحقّ ينطق على لسان عمر « 11 » و شما را اين روى ننموذه است و بذو كه روى نموذه است ، عالميان را روى بسوى او كردهاند و اين رباعى را فرموذ
شعر ( رباعى )
اى گرسنهء وصلِ تو سيرانِ جهان * ترسان ز فراقِ تو دليرانِ جهان
با چشمِ تو آهوان چه دارند بدست * اى چشمِ تو پاىِ بندِ شيرانِ جهان
هامش
( 6 ) شعرK: -ZB( 11 ) عمرZK: علىB( 1 ) [ سطر 7 - 8 ] تو . . . ديذهور :NM، ج 2 ، ص 460 / 3776 - 3777 ؛AM، ص 189 / 28 .