تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
بجمعهم در آن مجمع حاضر بوذند و هر يكى در انواع علوم و فنون حكم كلمات مىگفتند و بحثهاى شگرف مىكردند ، مگر حضرت مولانا شمس الدين در كنجى « 3 » بسان گنجى « 1 » مراقب گشته بوذ ؛ از ناگاه برخاست و از سر « 4 » غيرت بانگى بر ايشان زذ « 2 » كه تا كى ازين حدّ ثنا مىنازيذ ؟ و بر « 5 » زين بىاسب سوار گشته در ميدان مردان مىنازيذ ؟ خوذ يكى در ميان « 6 » شما از حدّثنى عن ربّى خبرى نگويذ ؟ و تا كى بعصاى ديگران به پا رويذ ؟

شعر « 8 » ( رمل )

پاىِ استدلاليان چوبين بوَذ * پاىِ چوبين سخت بىتمكين بوَذ « 9 »
و اين سخنان كه مىگوئيذ ، از حديث و تفسير و حكمت و غيره سخنان مردم آن زمانست كه هر يكى در عهد خوذ بمسند مردى نشسته بوذند و از ورود حالات خوذ معانى گفتند و چون مردان اين عهد شمائيذ ، اسرار و سخنان « 13 » شما كو ؟ همشان خب كرده « 14 » از شرمسارى سر در پيش انداختند ؛ بعد از آن فرموذ كه از دور آدم هر فرزندى كه از عالم قدم عدم قدم به خطّهء وجود نهاذ از انبيا و اوليا هر يكى را على حده منصبى و كارى بوذ ؛ بعضى كاتب وحى بوذند و بعضى محلّ وحى ؛ اكنون جهدى كن كه هر دو باشى : هم محلّ وحى حق ، و هم كاتب وحى خوذ باشى
إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ *
( 18 / 111 ؛ 41 / 6 ) و سبب نزول اين
هامش
( 3 ) در كنجىZK: بكنجىB( 1 ) كنجىZK: كنجB( 4 ) سرZB: -K( 2 ) زذZK: زذهB( 5 ) برZK: درB( 6 ) در ميانBK: -Z( 8 ) شعرZK: -B( 13 ) اسرار و سخنانZK: -B( 14 ) خب كردهZK: خبكB( 9 ) پاى . . . تمكين بوذ :NM، ج 1 ، ص 130 / 2128 ؛AM، ص 56 / 15 .