تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
در دريا ريزند متغيّر نشوذ و او را مكدّر نگردانذ و از آن آب وضو ساختن و خوردن جائز باشذ ، امّا حوضك « 2 » كوچك را قطرهء شراب بىگمان كه نجس كنذ و همچنان « 3 » هرچه در بحر نمك‌لان « 4 » افتذ حكم نمك گيرذ و جواب صريخ آنست كه اگر مولانا شمس الدين مىنوشذ او را همه چيزها مباح است كه حكم دريا دارذ ؛ و اگر چون تو غرخواهرى كنذ نان جوينت « 6 » هم حرام است

شعر ( رمل )

اين نباشذ ور بوذ اى مرغِ خاك * بحرِ قُلْزُم را ز مردارى چه باك نيست دُونَ القُلّتَينْ و حوض خُرد * كه تواند قطره‌ايش از راه بُرد آتش ابراهيم را نبْوذ زيان * هر كه نمروديست گو مىترس از آن « 1 » گر ولى زهرى خورذ نوشى شوذ * ور خورذ طالب سيه‌هوشى شوذ
« 4 / 42 » همچنان از حضرت سلطان ولد منقولست كه روزى حضرت مولانا شمس الدين صفت زنان نيك و عفّت ايشان مىكرد ؛ فرموذ كه با اين همه حال اگر زنى را بالاى عرش جا دهند و او را از ناگاه نظرى به دنيا افتذ و در روى زمين قضيبى را برخاسته « 19 » بينذ ،
هامش
( 4 / 42 )Z179 بB168 آK36401 ،II , H؛ 72 ،II , T( 2 ) حوضكZK: حوضB( 3 ) همچنانBK: همچنينZ( 4 ) نمك‌لانBZ: نمكدانK( 6 ) جوينتZB: جوينK( 19 ) برخاستهZK: بر پا خاستهB( 1 ) [ سطر 8 - 13 ] اين نباشذ . . . از آن :NM، ج 2 ، ص 432 / 3308 - 3310 ؛AM، ص 178 / 27 - 28 .
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 640 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي