تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
بيچارگان همگان مرده‌اند و از خذاوند تعالى غافل و بىخبر گشته ، مىخواهم كه همه را از عنايت بىنهايت خوذ زنده كنى تا از رحمت اين شب قدر ما بىنصيب نمانند ؛ حضرت مولانا روى مبارك بسوى قبلهء دعا « 4 » كرده « 1 » فرموذ كه اى سلطان آسمان « 2 » و زمين ! به حرمت سرّ پاك « 5 » مولانا شمس الدين همه را بيذارى بخش ؛ فى الحال ابرى عظيم از عالم غيب پيذا شذه و برق « 6 » و رعد جهيذن گرفت و چنان بارندگى شذ كه بر بامها ديّارى نماند و هر يكى از پوشش چيزكى بدست گرفته مىگريختند و مولانا شمس الدين تبسّم‌هاى شيرين مىكرد و خوش مىشذ ؛ چون روز شذ مثال قطرات باران ياران گرد آمذند ؛ حضرت مولانا شمس الدين اين قضيّه را حكايت كرد ؛ بعد از آن فرموذ كه پيش ازين كه كافّهء انبيا و اوليا سعيها مىكردند تا از ديذه‌هاى خلايق مستور و مخفى شوند و كسى برحال ايشان مطّلع نشوذ ، درين حال حضرت خذاوندگار من چندانى در راه عشق حق كوششى و جدّ بليغ نموذ كه از ديذه‌هاى پاذشاهان نهانى هم نهان ماند ؛ چنانك « 14 » فرموذ إنّ للّه اولياء اخفياء ، ترا كسى بشناسذ كه اوت كس كرده است ، ديگر كست ندانذ كه ناپديذستى « 4 / 41 » همچنان از كمّل ياران منقولست كه روزى فقهاى حسّاد « 18 » از سر « 19 » انكار و عناد از حضرت مولانا سؤال كردند كه « 20 » شراب حلالست يا حرام ؟ و غرض ايشان عرض پاك شمس الدين بوذه ؛ به كنايت جواب فرموذ كه تا كه خورذ ؛ چه اگر مشكى شراب را
هامش
( 4 / 41 )Z179 بB168 آK135401 ،II , H؛ 71 ،II , T( 4 ) دعاZK:B( 1 ) كردهZK: + دعا كردهB( 2 ) آسمانZKزمينB( 5 ) پاكBK: -Z( 6 ) برقZK -رعدB( 14 ) چنانكBK: چنانZ( 18 ) حسادZK: -B( 19 ) سرZK: -B( 20 ) كهZK: -B