تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
كرد ؛ گفت : و اللّه و اللّه من از درياى عظمت پذرت قطرهء نيستم ؛ امّا هزار چندانم كه فرموذ ؛ باز به حضرت مولانا آمذم ، سر نهاذم كه مولانا « 2 » شمس الدين چنين « 3 » گفت « 4 » ؛ گفت « 5 » : نور خوذ را ستوذ و عظمت خوذ را نموذ و صذ چندانست كه فرموذ « 4 / 38 » همچنان در ميان اصحاب روزى مولانا شمس الدين فرموذ كه اقول معكم فى السرّ حتّى لا يسمع مولانا ، خلينا المتقدّمين ، لانّ الفضلاء فى المتأخّرين أكثر ، و اللّه بعد محمّد رسول اللّه ما تكلّم احد مثل « 8 » ما تكلّم مولانا ؛ فرموذ كه يك پول مولانا عظّم اللّه ذكره پيش من برابر صذ هزار دينار خير باشذ و از آن متعلّقان او « 10 » ؛ و هر كه « 11 » ره يابذ به من ، تبع او باشذ ؛ زيرا درى بسته بوذ ، باز ازو شذ ؛ و اللّه كه من در شناخت مولانا قاصرم ؛ درين سخن هيچ نفاق و تكلّف نيست و تأويل كه من از شناخت او قاصرم ، مرا هر روز از حال و افعال او چيزى معلوم مىشوذ كه دى نبوذه است ؛ مولانا را بهترك ازين دريابيذ تا بعد از آن خيره نباشيذ ؛
ذلِكَ يَوْمُ التَّغابُنِ
( 64 / 9 ) ، همين صورت خوب و سخن خوب مىگويذ ؛ بذين راضى مشويذ كه وراى اين چيزى هست ، آن را طلبيذ ازو ؛ فرموذ سخنى هست يكى نفاق ، يكى راستى ، امّا آنك نفاقست جان همهء اوليا و روان ايشان در آرزوى آنند كه مولانا را در يافتندى و با او نشستندى ؛ و آنك راستى است بىنفاقست كه روان
هامش
( 4 / 38 )Z179 ب 167 آK398 133 ،II , H؛ 69 ،II , T( 2 ) كه مولاناZK: مولاناB. ( 3 ) چنينZK: چنانB( 4 ) كفتZK: + وB( 5 ) كفتBK: -Z( 8 ) ما تكلم . . . مثلhZBK: -Z( 10 ) متعلقان اوZK: متعلقانB( 11 ) كهZK: + اوB
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 636 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي