تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 1043

مساهمون:

ص١٠٤٣
قدّس اللّه سرّه كه أنا الحقّ گفت بر دار كردند ؛ حكايت موسى كه بر درخت رفت براى آتش ، از درخت جواب أنا الحقّ آمذ ؛ آتش از چهار جزو عنصر يك تركيب انسانست ، باذ و خاك و آب و آتش يك جزوست ؛ اكنون در آدمى چهار جزو حاصل است ؛ اگر جواب انا الحق آيذ چه عجب ؟ فرموذ در معنى اين بيت :
رياضت نيست پيش ما همه لطفست و بخشايش
( ديوان كبير ، ج 3 ، ص 87 ) ؛ فرموذ كه مقصود آن نيست كه در طريق ما رياضت نيست . بلك رياضت عظيم در راه ماست ، امّا مشايخ ديگر در رياضت زحمت مىديذند ما را در رياضت زحمت نيست ، همه لطفست و راحتست و بخشايش و انعام است فرموذ كه قرآن سخن خذاست بخلق ، امّا نسبت به خوذ قرآن تنها نيست ، سخن شذ قرآن براى مردمان ، پس سخن مردمان باشذ ، چنانك فاضلى با پنج‌ساله سخن گويذ لايق فهم او و يا ده‌ساله و يا صذساله ؛ همچنان چنانك سخن گويذ با گذا آن سخن از آن گذا باشذ ، سخن پاذشاه عين سخن گذا باشذ ، پس سخن خذا در حرف نگنجذ ، اگر سخن خذا همه قرآن بوذى خوذ اوليا مشغول قرآن
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 1043 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي