تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 1046

مساهمون:

ص١٠٤٦
آيذ چون طالب ولى مىباشذ ؟ پس در ولى سرّى هست كه انبيا نيز طالب آنند ، پس اولياء اللّه سرّ اللّه باشند ؛ چنانك مصطفى عليه السلام گفت : وا شوقا الى لقاء اخوانى مىزذ و با اين همه كه آسمان و زمين براى او آفريذه كه لولاك لما خلقت الافلاك خطاب برو آمذه است ، چونست اگر به تمامت صحابى كه از نور حق پرند وا شوقا مىزذ ، پس در ولى سرّ ( ى ) هست كه پيغامبران طالب آن سرّند ، فرموذ كه ولى آن باشذ كه تمامت حكم عالم بدست او باشذ ، اگر خواهذ مؤمن كنذ ، اگر خواهذ كافر كنذ ، دليل بر آنك آدمى اوّل خاك بوذ ، حق تعالى چنان كرد كه از خاكى به انسانى آمذ ؛ چون انسان شذ اين بار حاكم شذ بر خاك ، اگر خواهذ خاك را كوزه مىسازذ ، و اگر خواهذ كاسه مىسازذ و اگر خواهذ گل سازذ و و اگر خواهذ ديك سازذ ، همچنين صذ هزاران چيزى از خاك مىسازذ ؛ چرا نشايذ كه انسان را از ميان خلق ديگر بگيرند و بدست او قدرت دهذ كه حاكم مطلق باشذ ، اگر خواهذ مؤمن كنذ ، اگر خواهذ كافر كنذ ؛ اگر خواهذ زنديق كنذ ، اگر خواهذ صدّيق كنذ فرموذ كه اين كه بزرگان فرموذند كه مار به سخن نرم از سوراخ خوذ بيرون مىآيذ ، اين محالست كه مار