تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 1042

مساهمون:

ص١٠٤٢
فرموذ كه اگر ولىّ حق بر احوال دنيا مشغول شوذ تفاوت نكنذ ، چون از سرّ حق درو باشذ ، آن سرّ در پرده مىشوذ ، چنانك زن حامله بهر چه مشغول باشذ تفاوت نكنذ ، كوذك خوذ در شكم بزرگ مىشوذ و پرورده ، اگر چنان زن حامله هزار كار كنذ آن پسر پرورده مىشوذ ؛ معاويه و رابعه كه چندين بذى مىكردند ، امّا چون آن سرّ درو بوذ سر بزذ و آن بذيهاى ايشان مانع نشذ ؛ چنانك گندم مىكارى و پنهان مىكنى آن پنهان سرّ است ، امّا يك روز آن گندم پنهان سر بر مىزنذ و از زمين بر مىرويذ ؛ مصطفى صلعم بزرگ بوذ ؛ اكنون هر كه خوذ را با او پيوست ، بزرگ باشذ بوجود صلوات كه بر مصطفى مىآورذ فرموذ كه يكى پرسيذ كه پيغامبر عليه السلام بر قوم اين اسرارها كه درين وقت ظاهر مىشوذ نمىفرموذ ، جواب : براى آنك پيغامبر عليه السلام چون رسيذ همه مشرك بوذند ، پيغامبر صلعم مىخواست كه اوّل اظهار دين كنذ سعى در اظهار دين كرد و دين گشوذ ، هم بعضى بوذند از ياران كه بر ايشان اسرار مىفرموذ ، از آن جمله حكايت على بوذ كرّم اللّه وجهه كه پيش ازين نبشته شذ ؛ پس درين زمان احوال دين تمام بوذ ؛ اوليا سرها ظاهر كردند ، سرّ منصور