تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 1035

مساهمون:

ص١٠٣٥
سعد و جماعتى از علما سماع كرده‌اند و بزرگان سلف صريح رخصت داذه‌اند بسماع كردن و روا داشتند و حلال داشتند كه سماع غذاى روحانيست و دل مشتقان را از دنيا مستخلص مىگردانذ ، وى را پرسيذند از سماع كه روز قيامت چون نيكى و بدى تو بياورند ، سماع از هر دو كذام بوذ در نيكى يا بذى ؟ شيخ اين صريح گفت كه نه در بذى و نه در نيكى الّا كه سماع از هر دو بيرونست و در وى حكمتى نيست ، قال الجنيد السماع الهام من اللّه الى قلوب العارفين ( 165 آ ) فرموذ : هرچه در عالم هست در آدمى هست ، چنانك دريا ساكنست ، امّا چون اندكى نان پارهء در روى دريا اندازى ماهيان سر بيرون كنند ، لطف و شجاعت و كرم و خشم و غيره در آدمى پنهانست ، اگر كسى برابر آدمى خشم كنذ ازو نيز خشم پيذا شوذ و لطف ؛ همچنان چنانك در يك خانه ده كس‌اند ، هر يكى زبانى مىدانذ از بيرون در بهر زبان كه آواز دهند دانندهء آن زبان جواب مىدهذ ( 165 آ ) فرموذ كه اگر شخصى را مال باشذ ، رهزن اوست ، آن مال را بهر طريق كه باشذ بايذ ستذن ، چنانك پيغامبر صلعم ؟ ؟ ؟ ؟ از كافران به شمشير مىستذ ، اگر قوّت نباشذ به حيله ، چنانك يكى را تب گيرذ انگبين آورذ كه بخورذ ، اگر كسى ( را ) قدرت باشذ به زور بستانذ و الّا بدزدذ تا او را زيان ندارذ