شيخ ديگر گردذ كه آن زيان دارذ ، چنانك كسى مزوره خورذ نشايذ كه در پى ماست خورذ كه آن مزوّره تلف شوذ ، بلك آن كس هلاك گردذ و يا جامه را سپيذ بشويذ باز برذ به چركى اندازذ آن شستن را فايده نباشذ غير رنج
473 / 7 / روى بيان : + فرموذ كه عايشه رضى اللّه عنها گفته است كه زنى بوذ به نزد من و قول برخواندى و سماع كردى ، در آن حالت رسول اللّه صلعم درآمذ و مغنّيه همچنان بر قرار بداشت ؛ امير المؤمنين ابو بكر رضى اللّه عنه درآمذ ، مغنّيه همچنان برقرار برداشت ، و عمر رضى اللّه عنه درآمذ ، از وى هراسان شذ و خاموش گشت ؛ رسول خذا تبسّم كرد ، عمر گفت : تا نشنوم آنچ رسول خذا شنيذ بدر بروم ، اشارت كرد تا باز قول بر خواند و مغنيى كرد پيش رسول و عمر و اصحاب حاضر بوذند استماع كردند و وجد حاصل شذ ؛ عبد اللّه بن عبّاس روايت كرد برين منوال كه نزد رسول سماع كردند مباحست و شعر نيز مىخواندند و قرآن نيز مىخواندند ، ابو بكر گفت : يا رسول اللّه شعر و قرآن ؟ فرموذ كه يا ابا بكر كذا مرّة و كذا مرّة ؛ ايشان كه سماع را مباح داشتند از امامان مالك و شافعى رضى اللّه عنهما و اهل حجاز و ليث بن
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 1034
مساهمون: أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي
ص١٠٣٤