فصل چهارم
615 / 8 / شيخ ابو بكر تبريزى سلّهباف : ابو بكر نسّاج تبريزى
L
( 129 آ )
631 / 14 / خرقه : جوالق
L
( 132 ب )
فصل پنجم
718 / 8 / مىآوردند : + الحكاية : از حضرت خذاوندگار سؤال كردند كه ازين سه خليفه و نايب كذامين اختيارست ؟ فرموذ كه مولانا شمس الدين بمثابت آفتابست و شيخ صلاح الدين در مرتبهء ماهست و چلبى حسام الدين ميانشان ستارهايست روشن و رهنمايست ، همانا كه بيشترين برّيان و بحريان راه را با ستاره مىيابند و مستضى مىشوند
L
( 145 ب )
فصل ششم
746 / 17 / ده سال : دوازده سال
L
( 150 ب )
758 / 19 / فاعقلوا : + مگر اخى احمد گمراه نيز گفته باشذ كه اين حسام الدين هم مكتب ما بوذ ، من او را كوذك ديذم ، اين عظمت و مرتبه او را از كجا شذ كه بر سر ما شيخى كنذ و بزرگ شوذ
كار ازين ويران شذست اى مرد خام * كه بشر ديذى مر ايشان را چو عام
(
NM
، ج ، 3 ، ص 131 / 2298 ؛
AM
ص ، 252 / 20 )