نبوذ و عذر خواستن گرفتى ؛ همچنين اكرم الاكرمين طاعتها فرموذ و آموخت بندگان را تا عذر خواه بذى و فساد شوذ ؛ چنانك داروها آفريذ تا دفع بيماريها شوذ ؛ و جوشنها و زرهها و سپرها آفريذ تا دفع زخم شمشير و نيزهء گناهان باشذ ؛ شمشيرگر كه شيطانيست شمشير تيز مىكنذ و سپرگر كه عقل است و علم ، سپر را محكم مىكنذ و تيرتراش نفس پيكان را سرتيز مىكنذ و زرهگر توبه حلقههاى زره را تنگ و محكم مىكنذ ؛ اين عامل قهرست و آن عامل لطف
اى براذر سوى تيغم مىروى * بىسپر توبه و بىطاعت مرو
L
( 90 ب - 92 ب )
307 / 3 / بوذند : + سلطان ولد روايت كرد كه روزى حضرت خذاوندگار معانى مىفرموذ ، در ميان كافران بوذند ، مىگريستند ؛ ياران از حضرت خذاوندگار سؤال كردند كه كافران چه فهم كنند كه مىگريند ؛ فرموذ كه اين كافران را اعتقادى هست كه خذائى هست و زندگى ايشان ازوست و شب و روز به حضرت او مىنالند و هرچه مىخواهند از حضرت او مىخواهند و مىدانند كه اصل اوست ؛ پس چون از اصل بوئى مىبرند و فهم مىكنند بعشق آن بو مىگريند ؛ فرموذ : كافرى كه مسلمان مىشوذ حقى ديذ آنگه مسلمان شذ و در مرتبهء مسلمان مىشوذ و مسلمان مىخوانند ، امّا كه احوال پيغامبر را