تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 984

مساهمون:

ص٩٨٤
هر كجا خواهذ فرستذ تعزيت * هر كجا خواهذ ببخشذ تهنيت « 1 » منتها نبْوذ كه موقوفست او * منتظر بنشسته باشذ حال‌جو كيمياى حال باشذ دستِ او * دست جنبانذ شوذ مِس مستِ او گر بخواهذ مرگ هم شيرين شوذ * خار و نشتر نرگس و نسرين شوذ آنك او موقوفِ حالست آدميست * گه به حال افزون و گاهى در كميست صوفى ابنُ الوَقت باشذ در مثال * ليك صافى فارغست از وقت و حال حالها « 7 » موقوفِ عزم و راىِ او * زنده از نفخِ مسيح‌آساى او آنك گه ناقص گهى كامل بوذ * نيست معبودِ خليل آفلِ بوذ و آنك آفِل باشذ و گه آن و اين * نيست دلبر لا احبّ الآفلين آنك گاهى خوش و گاهى « 10 » ناخوشست * يك زمانى آب و يكدم آتش است برجِ مه باشذ و ليكن ماه نى * نقشِ بُت باشذ ولى آگاه نى هست صوفى صفاجو ابن وقت * وقت را همچون پذر بگرْفته سخت هست صافى غرقِ عشقِ ذو الجلال * ابنِ كس نى فارغ از اوقات و حال غرقهء نورى كه او لم يولدست * لم يلد لم يولد آنِ ايزذست رو چنين عشقى بجو گر زندهء * ورنه وقتِ مختلف را بندهء
همچنان معشوق خاصّ رسول اللّه درين آخر زمان ذات مبارك اوست و آن‌چنانك حضرت رسول حبيب اللّه به دعاى خليل ، از نور جليل ، بظهور آمذه است كما قال صلّى اللّه عليه و سلّم بعثت بدعوة ابيكم ابراهيم عليه السلام حين قال
رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ
هامش
( 7 )aحالهاZB: سالهاK( 10 )aو كاهىZ: وانكهBK( 1 ) هر كجا خواهذ . . . هنيت ؟ ؟ ؟ ؟ :NM، ج 3 ، ص 108 / 1888 ؛AM، ص 242 / 29 .