شعر ( هزج )
هر آنچ او بفرمايذ سمعنا و أطعنا گو * ز هر چيزى كه مىترسى « 3 » مُجير است او مُجير است او
و ازين نوع كرامات و آثار ولايت در هر حالى ده و صذ هزار از ايشان مىجوشيذ ؛ گاهى بظهور مىرسانيذ و گاهى از اغيار مستور مىداشت و به هر كه محرم اسرار بوذ مىنموذ
« 8 / 92 » الحكاية : همچنان قدوة الفتيان ، حريف ظريف نديم كريم ، شيخ بگى رحمه اللّه كه از اكابر رندان قونيه بوذ و نديم سلاطين « 8 » و ملوك « 9 » و در سلوك ملوك سلوك بوذه هم از جملهء « 10 » محبّان مخلص حضرت چلبى بوذ چه انواع كرامات و ظرايف ديذه ايمان آورده بوذند ؛ روزى حكايت كرد كه در ميان حضرت ولد و حضرت چلبى حاجزهء واقع شذه بوذ و قطع صحبت كرده بوذند ؛ همانا كه حضرت ولد مشتاق عارف خوذ شذه مرا بخواند و عنايت بسيار فرموذه اشارت كرد كه بطريق توسّل و توصّل امروز البتّه عارف را از حضرت تربهء مقدّس بستان و بيا تا شما را مهمانى كنم و ازالت وحشت هم از واجباتست ؛ به رغبت تمام سر نهاذه به حضرت چلبى اعلام كردم ؛ همچنان با جميع اصحاب تربه به خدمت سلطان ولد رفتيم و چون از در مدرسه در آمذيم ، حضرت چلبى سر نهاذه حضرت ولد برابر آمذ و روى بر
هامش
( 8 / 92 )Z271 بB249 آK397644 ،II , H؛ 422 ،II , T( 3 ) مىترسىBK: ترسىZ( 8 ) سلاطينZK: سلطانB( 9 ) و ملوكZ: + سلوكBK( 10 ) از جملهءZK: -B