تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 938

مساهمون:

ص٩٣٨
نفر ياران مقبل به تكرّع و تجرّع مدام مداومت نموذه عيسىوار عيشى مىراندند ؛ همانا كه چون ثلث شب بگذشت به غير از يك ابريق مدام نمانده بوذ ؛ و خدمت يار ربّانى سبط الولد برهان الدين الياس پاشا ساقى اصحاب بوذه ، چند نوبت به بندهء مخلص اشارت كرد كه صهبا نيست ؛ تدارك بايذ كردن و حضرت چلبى بر عادت معهود بخواب رفته مىشنيذ كه آن درويش چه مىگفت ؛ چشم مبارك باز كرده فرموذ كه چند مىگوئى ؟ خمش كن ، نشنيذهء كه آن حلوائى ولى سه سال از يك خم كار كرد و مددى از عالم غيبش مىرسيذ ، اگر عارفى از كوزهء تا سحر كار كنذ عجب نباشذ و ابريق را بدست مبارك خوذ بگرفته باز بدست الياس پاشا داذ ، همچنان « 10 » تا چاشت سلطانى بيست نفر از آن معنى خوردند و همگان طافح گشته بخواب رفتند و هنوز آن ابريق مالامال بوذ

شعر ( رمل )

اين كسى ديذست كز يك مَشكِ آب * گشت « 14 » چندين مَشك پر بىاضطراب مَشك خوذ روپوش بوذ و موجِ فضل * مىرسيذ از امرِ او ار بحرِ اصل « 16 »
و همچنان بندهء مخلص آن كوزه را محافظت مىكردم و بتبرّك از آنجا آب مىخوردند و رنجوران را شفاى عاجل حاصل مىشذ « 18 »
هامش
( 10 ) همچنانZK: -B( 14 ) كشتZB: كشتهK( 18 ) مىشذBK: + الحكايةZ( 16 ) [ سطر 13 - 16 ] اين كسى . . . اصل :NM، ج 3 ، ص 179 / 3149 - 3150 ؛AM، ص 279 / 3 - 4 .
مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 938 | أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي