تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب العارفين ( فارسى ) — صفحة 929

مساهمون:

ص٩٢٩
خوذ را « 1 » به خدمت ياران انداختم ؛ بعد اليوم همگان گواه باشيذ كه من بيچاره « 2 » بندهء مخلص و مريد خالص چلبى گشتم و ايمان آوردم ؛ اميذ است كه بعنايت آن سلطان بايمان روم و صادق ميرم « 3 » ؛ همچنان وصيّت مىكنم كه چون حضرت چلبى به مباركى به توقات وصول يابذ سجدهء من « 4 » بيچارهء غريب را عرضه داريذ ، مگر كه مرحمتى فرمايذ ؛ بعد از سوم « 5 » روز بجوار حق پيوسته روز چهلم مذكور حضرت چلبى از سيواس به توقات تشريف داذه فرموذ كه « 7 » بيچاره ناصر الدين واعظ ما « 6 » عجب رفت « 8 » ؛ خوش‌لقا گفت : سر نهاذم و گريستم كه عجبا حال آن « 9 » بيچاره چونست ؟ فرموذ كه از كمانش رهانيذم ، بر سر منبر للّه الحمد آسوذه و غريق رحمت حق شذ و از حريق زحمت رهيذ ؛ ياران سر نهاذند و شكرها كردند ؛ همچنان على الصباح با جميع اصحاب به زيارت آن بزرگ رفته تجديد عنايت بىتحديد « 12 » فرموذ و گفت :

شعر ( رمل )

چون عناياتت « 14 » بوذ جان را پناه * كى بوَذ او را خطر از خوفِ راه بعد ازين جان و دل و درگاهِ دوست * بعد ازين دستِ من و دامانِ شاه
قدّس اللّه سرّ اصحابه الكرام ، كما قدّس سرّه بسرّ ربّه السّلام
هامش
( 1 ) خوذ راZK: -B( 2 ) [ سطر 1 - 2 ] كه من بيچارهK: من بيچارهZ - B( 3 ) و صادق ميرمZK: -B( 4 ) منZB: -K( 5 ) سومZK: سيومB( 7 ) كهZK: + اينB( 6 ) ماZK: -B( 8 ) رفتZK: رفتهB( 9 ) آنZK: اينB( 12 ) [ سطر 9 - 12 ] فرموذ كه . . . بىتحديدZK: -B( 14 )aعناياتZK: عنايتB